جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٨

گردد؛ ولى با سقوط شوروى سابق و پايان دوره جنگ سرد، آمريكا بايد با ابزارهاى نوين به استقبال جنگ‌هاى جديد و آينده برود. تأسيس و به كارگيرى يك نيروى دفاعى در كنار نيروى تهاجمى نظامى براى مقابله با خطرات عليه آمريكا و كمك به بقاى آمريكا و گسترش سلطه‌گرى آن لازم است. به آن دليل كه آمريكا مى‌داند در جهانى پر خطر زندگى مى‌كند، و هنوز هزاران كلاهك هسته‌اى در اختيار كشورهاى ضد آمريكا چون روسيه قرار دارد؛ كشورهاى ديگرى در آستانه دستيابى به سلاح‌هاى اتمى‌اند؛ برنامه‌هاى محدود كردن توليد و تكثير سلاح‌هاى اتمى موفقيت چندانى نداشته است، و پيمان عدم گسترش سلاح‌هاى هسته‌اى راه نيل به تكنولوژى هسته‌اى را براى كشورهايى چون كره شمالى نبسته است، در حالى كه نيكسون اشاره‌اى به افزايش رو به رشد توان هسته‌اى آمريكا و اسرائيل نمى‌كند. «١» در حالى كه، در نگاه برژينسكى، شناخت نزديك از جامعه آمريكا، چالش‌هاى آشكار و نهان بسيارى را نشان مى‌دهد. به اعتقاد وى، بيست معضل اساسى وجود دارد كه بايد در رأس برنامه‌هاى بازسازى آمريكا در جهت احراز رهبرى جهانى قرار گيرد. او فهرست معضلات آمريكا را به اين شرح اعلام مى‌كند:
١. بدهى سرسام آور به سيستم بانكى كشور؛ ٢. كسرى موازنه شديد تجارى؛ ٣. كاهش سطح قابل توجه پس‌انداز ملى و سرمايه‌گذارى خارجى؛ ٤. فقدان قدرت رقابت صنعتى؛ ٥. كاهش در حال صعود رشد توليد؛ ٦. وضع نامناسب بيمه‌هاى درمانى؛ ٧. كيفيت ضعيف آموزش متوسطه؛ ٨. زوال شالوده‌هاى اجتماعى و انحطاط ارزش‌هاى مدنى؛ ٩. حرص و طمع طبقه ثروتمند؛ ١٠. نارضايتى رو به رشد از نظام قضايى؛ ١١. ريشه دواندن مشكل فقر و تبعيض نژادى؛ ١٢. گسترش جرم، جنايت و خشونت؛