جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ٢٦
عمل كنيم، داراست. ما مىتوانيم يك نيروى خيّر در قرن بيست و يكم باشيم، و كاملًا براى آمريكا حياتى است كه يك نقش مهم در جهان ايفا كند. اگر ايالات متحده آمريكا به انزواى جديد روى آورد، شاهد مرگ تدريجى صلح و آزادى خواهيم بود. طلوع قرن بيست و يكم، آغاز يك عصر تازه وحشىگرى در سطح جهانى خواهد بود. اگر ما عقب بكشيم، سرانجام خود را جزيرهاى در يك درياى خون خواهيم يافت.» «١» او همچنين مىافزايد: «ما بايد بار سنگين رهبرى جهان را نه به خاطر ديگران، بلكه به خاطر خود، همچنان بر دوش بكشيم. اگر ما خود را متعهد سازيم كه به عنوان يك نيروى خيّر در جهان عمل كنيم، آمريكا مىتواند بگويد به اصول بنيادى خود پايبند بوده است. اگر ما خود را متعهد سازيم كه در ماجراى بزرگ شكل دادن به آينده تمدن بشر شركت كنيم، حداقل نسبت به خود صادق بودهايم. اگر بناست، آمريكا به اميدهاى بزرگ قرن بيست و يكم تحقق ببخشد، بايد در برابر خواست مخالفان تكنولوژى ايستادگى كند. به هر روى، ما به آزادى، رهايى، اميد و احترام به عهد ارج مىنهيم، ما به برترى انسان معتقديم، ما به حكومت با قدرت محدود اعتقاد داريم. نظام ما براى آن به وجود آمده كه بيشترين زمينه فعاليت را در كنار نظم عمومى و احترام به ديگران به انسان بدهد، قدرت خلاقيت انسان را آزاد كردهايم.» «٢» ريچارد نيكسون در بخش آخر كتاب «فرصت را دريابيم: وظيفه آمريكا، در جهانى با يك ابرقدرت» به طرح و پاسخ سؤالات مشابه به آنچه را كه در كتاب ١٩٩٩: پيروزى بدون جنگ آورده، دست زده است از جمله:
الف. آيا آمريكا وسايل رهبرى جهان را دارد؟! ب. آمريكا چگونه بايد جهان را رهبرى كند؟! سؤال نخست به گونهاى روشن به ابزارهايى كه آمريكا براى رهبرى جهان نياز دارد، اشاره مىكند، و سؤال بعدى، شيوههاى رهبرى جهانى آمريكا را به تصوير مىكشد. اگر چه اين كتاب در سال ١٩٩١/ ١٣٧٠ نگاشته شده، ولى به ابزارها و روشهاى مهمترين اصل سياست خارجى امروز آمريكا يعنى جهانىسازى م جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست ٣٥ ١ - ٢. ابزارهاى فرهنگى جهانىسازى ص : ٣٠ ىپردازد. البته نيكسون به وضوح، تمايزى بين ابزارها و روشها ايجاد