جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٣٤
آن قرار دارد، از سفرههاى زيرزمينى نفت و گاز، يا در واقع، منابع و ذخيرههاى زيرزمينى هيدروكربنى برخوردار است كه يك ثروت منطقهاى و كالاى استراتژيك جهانى به شمار مىرود. اگر به نفت و گاز به عنوان يك ثروت ملى نگريسته شود كه حتى به نسلهاى آينده نيز تعلق دارد، در آن صورت، نفت و گاز، به منبع مفيدى براى تولد و تداوم همكاريهاى منطقهاى تبديل خواهد شد، به آن دليل كه غرب در صدد به يغما بردن آن به ثمن بخس است.
اين نگرش به نفت و گاز موجب مىشود كه اين كالا به عنوان يك نماد و منبع توليد انرژى و سوختى در نيايد، بلكه به ماده اوليه براى توليد فراوردههاى صنعتى با ارزش سوددهى بيشتر تبديل شود. حاصل اين فرايند، اقتصادى پوياست. در اين صورت كشورهاى منطقهاى با برخوردارى از قدرت اقتصادى مىتوانند به توسعه قدرت خود در عرصههاى سياسى و فرهنگى بپردازد و بيش از پيش در مقابل يك جانبهگرايى آمريكا مقاومت نمايند. «١» ايران در منطقه خليج فارس و حتى خاورميانه از امكانات لازم براى مركزيت هدايت و مديريت همكاريهاى منطقهاى برخوردار است. برخوردارى از يك نظام سياسى مشروع، بهرهمندى از نفت و گاز فراوان، بهره داشتن از نيروى انسانى ماهر و ... برخى از تواناييهاى ايران در اين زمينه به شمار مىرود. حل و فصل منازعه درياى خزر و تعيين رژيم حقوقى آن دريا، به گونهاى كه سهم واقعى ايران لحاظ شود، بر قدرت اقتصادى ايران از قبيل استفاده از نفت و گاز درياى خزر مىافزايد، اما ايران نبايد تنها به تقويت همكاريهاى نفتى در اوپك بپردازد، بلكه ايران مىتواند با نزديكتر نمودن همكارى خود با سازمانهاى منطقهاى ديگر چون اكو، سازمان كنفرانس اسلامى، گروه ٨، شوراى همكارى خليج فارس به پر رنگ كردن نقش خويش نايل آيد، و از آن طريق در تقويت همكاريهاى منطقهاى و يافتن راههاى جديد براى ارتقاء توان اقتصادى سياسى و فرهنگى بكوشد، و ديگران را نيز به اين امر ترغيب نمايد. در اين صورت، توليد، اشتغال، درآمد ملى و رفاه عمومى افزايش مىيابد، و امكان مقابله با يكجانبه گرايى جهانىسازى ارتقاء مىيابد. ايران براساس مفاد مواد ١١٦ و ١١٧ قانون برنامه سوم، تصميماتى را در جهت تحقق جهش صادراتى و تقويت توان رقابتى محصولات صادراتى به اين شرح اتخاذ كرده است.