جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢٧
فصل نهم: راهبردها و راه كارهاى مقابله با جهانىسازى جهانىسازى، چه به عنوان يك پروسه طبيعى تاريخى، يا يك پروژه برنامه ريزى شده، واقعيت اجتنابناپذير عصر حاضر است. اين در حالى است كه، از يك سو، دستيابى به توسعه نيازمند تعامل و مفاهمه با جامعه جهانى يا پديده جهانىسازى است و از سوى ديگر تعامل با جهانى شدن، خطر هضم يا دست كم، استحاله باورهاى دينى را به دنبال دارد. از اين رو، اين پرسش جدى مطرح است كه كشورهاى اسلامى و از جمله، جمهورى اسلامى ايران، چه راهبرد و راه حلى براى مقابله با جهانىسازى اتخاذ نمايند تا از آسيبهايش كه بيش از مزاياى آن است، در امان بمانند؟
١. راهبردهاى برخورد با جهانىسازى تعدد راهبردهاى مقابله با جهانىسازى، به گرايشها، سليقهها، مرامهاى مختلف برمىگردد.
به علاوه، تعدد راهبردها نشاندهنده تنوع تاكتيكها در منازعه با جهانىسازى است. از ميان فراوانى راهبردها، استراتژىهاى زير در اين مواجهه، گوياتر و مؤثرتر به نظر مىرسد.
١- ١. برخورد ليبراليستى در استراتژى ليبراليستى، مقابله با جهانىسازى امرى ناپسند است، به آن جهت كه در اين راهبرد، جهانىسازى يك پروژه هدايت و يا طراحى شده نيست، بلكه يك فرايند طبيعى و يك پروسه عادى به شمار مىرود كه هر كس در مقابل آن بايستد، از پاى درمىآيد. اما راهبرد ليبراليستى، درصدد تعميم و گسترش آموزههاى ليبراليستى جهانىسازى، و گاه در پى تحميل آن