جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٢٥

به همين جهت، نگرش اقتصادى به تحولات بين‌المللى، و در تجزيه و تحليل امور سياسى و ديپلماسى از ملزومات جهانى‌سازى به شمار مى‌آيد. به هر روى، نقش تجارت خارجى در حمايت مالى از سياست خارجى را نمى‌توان ناديده گرفت، و از اين رو، آن دو را مكمل هم مى‌دانند، و به تركيب آنها، ديپلماسى تجارى نام مى‌نهند. هم‌چنين، بايد توجه داشت كه سياسيون در چرخه دمكراتيك غرب با حمايتهاى مالى گسترده بنگاه‌هاى مالى به قدرت مى‌رسند، و لذا در دوره تصدى‌گرى سياسى، ناچار به تبعيت از خواسته‌هاى پشتيبان مالى خود هستند. خلاصه اين كه مسائل فوق، منطق اقتصادى را در سياست خارجى دامن مى‌زند، و سياست خارجى را به سوى هماهنگى و مشاركت با بخش اقتصادى سوق مى‌دهد. در اين راستا، پيشقراولان جهانى‌سازى مى‌كوشند، ديدگاه‌هاى دستگاه سياست‌گذارى خارجى ايران را بر منافع اقتصادى استوار سازند. در اين صورت، تشابه فراوانى بين تصميم‌گيرى‌هاى سياست خارجى ايران و غرب پديد خواهد آمد. «١» ٤- ٤. همسان‌سازى حقوق بشر (؟!)
كلينتون رياست جمهورى دهه ١٩٩٠ آمريكا، طى يك سخنرانى در سازمان ملل متحد، حقوق بشر را يك وديعه الهى ناميد كه به همه انسانها ارزانى شده، و اين موهبت الهى در سراسر جهان يكنواخت و يكسان است. به نظر مى‌رسد، مراد وى از يكى بودن حقوق بشر در همه جهان آن بود كه بايد اين حقوق، آمريكايى باشد. به اين دليل، آنها ارزشهاى حقوقى ديگر را نمى‌پذيرند، و ارزشهاى بومى، ملى و مذهبى را با هياهوى تبليغاتى به حاشيه مى‌رانند. البته گاه نيز مساعى ديگر مكاتب حقوقى در جدال با مكتب حقوقى مسيحيت دولتى آمريكايى به پيروزى انجاميده است. مثلًا، اگر مقاومت كشورهاى اسلامى و واتيكان نبود، آنها در يكى از كنگره‌هاى اجتماعى سازمان ملل متحد كه هم در پكن و هم در كپنهاك برگزار شد، ازدواج مرد با مرد و زن با زن را به عنوان قانون بين‌المللى تصويب مى‌كردند. بنابراين، حقوق بشر در فرآيند جهانى‌سازى، مفهوم آمريكايى دارد، و بر اين پايه، بارها آمريكاييها و سازمانهاى بين‌المللى كه آمريكا در آن نفوذ قابل توجه دارد، وضعيت حقوق بشر در ايران را محكوم‌