جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١١١
به خصوص اينكه اين جنبش تقريباً هم زمان با پيروزى انقلاب اسلامى و اندكى پس از آن به اوج شهرت و پويايى دست يافت، اما تأثير انقلاب اسلامى بر جهان بيش از الهيات رهايىبخش است. يكى از دلايل اين تأثير، عقيده عميق انقلاب اسلامى بر لزوم جهانىسازى اسلام در جهان است. بنابراين، ديگر نمىتوان به سخن دانيل لرنر در ١٩٦٤/ ١٣٤٣ باور داشت كه اسلام در برابر تجدد گرايى يا مدرنيزاسيون كاملًا بىدفاع است. زيرا، همان طورى كه هينز در ١٩٩٣/ ١٣٧٢ گفته است، انقلاب اسلامى به تجديد حيات مذهبى انجاميده است، و همچنين هانتينگتون در همين سال گفت: بلوك اسلامى خطر اصلى فراروى نظم جهانى است، و اين همان ضربه انقلاب ١٩٧٩/ ١٣٥٧ ايران است كه لارونس آن را در ١٩٩٠/ ١٣٦٩ مطرح ساخت.
جهانى شدن، مخالفتهايى نيز، در عرصههاى زير برانگيخته است:
الف- جنبشهاى سياسى مخالف جهانى شدن «١» نام نهضت نام كشور هويت دشمن هدف زاپاتيستاها مكزيك مكزيكىهاى تحت ستم و طرد شدهسرمايهدارى جهانى (نفتا) دستيابى به شأن و كرامت انسانى و دمكراسى ميليشياى آمريكايى آمريكا شهروندان اصلى آمريكايىنظم نوين جهانىنيل به آزادى، حق حاكميت شهروندان و اجتماعات محلى آئوم شينر يكيوژاپن رويكرد به هويت معنوىدولت واحد جهانىزنده مانده در آخر الزمان ب- نهضتهاى زيست محيطى ضد جهانى شدن «٢» نام نهضت نام كشور هويت دشمن هدف حافظان طبيعت آمريكا دوستداران طبيعت توسعه كنترل نشدهحفظ طبيعت بكر و وحشى مدافعان فضاى زيستى شخصى آمريكا اجتماع محلى آلايندههاى محيطى ارتقاى كيفى زندگىصنعتى شدن با رعايت محيط زيست مكزيك خويشتن سبز صنعتى شدنآرمان شهر محيطى