جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست

جهانى سازى درعرصه فرهنگ و سياست - شیرودی، مرتضی - الصفحة ١٠٨

بيكاران و ... عوض مى‌شود. شايد دولتها بتوانند نقش عمده‌اى در اين روند (: روند جهانى‌سازى) ايفاءكنند، ولى آنها از قدرت كافى براى تصميم گيريهاى فرهنگى برخوردار نخواهند بود. از اين رو، مى‌توان تجسم كرد كه جهانى شدن، فرهنگ و هويت بومى را به صورت دورگه شدن يا دوگانگى فرهنگى سوق مى‌دهد. به اين صورت كه آنها را در گفتمان مصرف گرايى جهانى عجين مى‌كند و بر الگوهاى مد، موسيقى، رقص و ... و يا در حقيقت، بر هويت قومى و فرهنگى آنان اثر مى‌گذارد.
در اين باره از برزيل مثال مى‌زنيم. شيوه تغيير شكلِ فرآيندهاى فرهنگى در برزيل از طريق برنامه‌هاى تلويزيونى ويژه، ترويج صنعت جهان گردى و تبليغات گسترده در سطح وسيعى تثبيت گرديده است. سياهان برزيلى در مخالفت با اين روند، يك جنبش اجتماعى پديد آورده‌اند، ولى اين جنبش با استحاله شدنش از درون، به حاشيه رانده شده است.
به علاوه، برزيل به دليل بدهيهاى سرسام‌آورِ خارجى و نيز، به جهت به اجرا درآوردن سياستهاى اقتصاد ليبراليستى جديد كه بر پايه درخواست صندوق بين‌المللى پول صورت گرفته، به شدت تحت تأثير فرهنگ و اقتصاد جهانى‌سازى قرار دارد. همان طورى كه در دهه‌هاى ١٩٨٠ و ١٩٩٠/ ١٣٦٠ و ١٣٧٠ ركود اقتصادى شديدى در برزيل وجود داشت كه يكى از علتهاى مهم آن، اصلاحات ليبراليستى جديد اقتصادى بود. به همين دليل، برزيل در مقابل تغيير هويت قومى خود بى‌دفاع مانده است.
در برزيل از يك سو، توسعه و صنعتى شدنِ سرمايه‌دارى در حال پيشرفت است، و از سوى ديگر، توليد در صنايع، منسوجات و سفال گرى براى مصارف داخلى و شخصى ادامه دارد. از اين رو، روابط متقابلى بين سنت و مدرنيسم برقرار است، ولى به واسطه نابرابرى اين روابط، هويت قومى و محلى تضعيف شده است. به اين دليل، يك نظريه پرداز جهان سومى به نام تاميلسون در ١٩٩٢/ ١٣٧١ گفته است: برزيلى‌ها به سوى فرهنگ جهانى رهنمون شده‌اند، كه جاى دادنِ تجربيات شخصى برزيلى در درون آن بسيار دشوار است. اين امر ناشى از عدم عميق بودن فرهنگ بومى در فرهنگ ملى از يك سو، و غيربومى فرهنگ ملى، يا مهاجرى بودن فرهنگ عمومى كشور از سوى ديگر است.