جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٩٨
واقعيت اين است كه اسراييل از يك برترى نظامى با داشتن سلاحهاى متعارف و غير متعارف برخوردار است.
در واقع دكترين بازدارندگى از زمان عقبنشينى ذليلانه ارتش اشغالگر از بيشتر سرزمينهاى اشغالى لبنان از سال ٢٠٠٠ مخدوش شد.
امّا حالا با رخداد جنگ اخير و آشكار شدن ناتوانى نيروى هوايى در پايان دادن جنگ با رزمندگان حزب الله، در واقع قدرت بازدارندگى حزب الله در دلها و انديشههاى رهبران دشمن، آشكار شد، آن هم از اين راهها؛ اول: ترديد در ورود به جنگ حتى از سوى نخبگان؛ دوم: بركنارى خفت بار فرمانده منطقه شمال به دليل ناتوانى او و نيروهاى تحت امر؛ سوم: ناكامى اين فرماندهى در تحقق اهداف اعلام شده نظامى از جمله: انهدام بنيه رزمى حزب الله، خلع سلاح حزب الله و عقب راندن آن تا شمال ليتانى و بالاخره آزاد سازى دو اسير در دست حزب الله.
همه اين اتفاقات على رغم پشتيبانى بى حد و حصر جامعه بينالمللى و عربى از حمله اسراييل و نيز برخوردارى اين رژيم از سلاحهاى پيشرفته حتى سلاحهاى ممنوعه كه با همكارى بوش و بلر به دست آورده، اتفاق افتاد.
جالب اين كه كشمكشهاى داخلى اسراييل پس از شكست جنگ لبنان، تا مرز متهم ساختن امريكا رسيد و اين كشور در بروز فرسايش و ناتوانى اسراييل متهم و مسئول شناخته شد؛ مثلًا رهبر سابق حزب ميرتس مىگويد: «١» قبل از هر چيزى اين جنگ، يك تراژدى اسراييلى، لبنانى و جهانى است. انتخاب جورج بوش به عنوان رئيس جمهور امريكا بزرگترين مصيبت به شمار مىرود. اين مرد بر اساس تركيب آداب و رسوم مسيحيت بنيادگرا و آداب و رسوم كابوىهاى تگزاس، خيلى سطحى به جهان مىنگرد. او جهان را به نيكان و اشرار و فرزندان نور عليه فرزندان ظلمت تقسيم كرده است. تصميم جدى او گسترش دمكراسى در همه كشورها و دولتها است، حتى اگر ملتهاى آنان در خون غوطهور شوند ...
در اسراييل از رئيس جمهور و اطرافيان او از جمله رايس در شگفتاند و از آنها ناراحت هستند. ايالات متحده به رهبرى امريكا قدرت بازدارندگى خود و قدرت