جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٩٧
آسيب جدى و يكسان را به نظاميان و غير نظاميان وارد كرد. علت اين حادثه را چنين برشمردهاند: «١» ناكامى ارتش اسراييل از تحقق يك پيروزى نظامى سريع و كم هزينه در برابر نيروهاى شبه نظامى فاقد قدرت ارتشهاى منظم به ويژه نيروى هوايى.
موفقيت رزمندگان حزب الله در وارد كردن خسارات فراوان به نيروهاى نظامى اسراييل.
بروز انواع سستىها و كاستىها در اقدامات نيروهاى اسراييل در زمينههاى مختلف؛ كارى كه باعث وارد شدن آسيب جدى به افكار عمومى اسراييل گرديد و همگان اذعان دارند كه در جنگهاى آتى اسراييل توان تحمل چنين خسارت نظامى و معنوى را ندارد.
موفقيت رزمندگان حزب الله در نفوذ به عمق اسراييل، با موشكباران شهر حيفا و نقاط پس از آن، اين امر بيش از يك ميليون از ساكنان اسراييل را به مهاجرت به نقاط مركزى و جنوبى و اقامت در پناهگاهها مجبور كرد.
خطرناكترين پيامد اين جنگ، سقوط هيمنه بازدارنده ارتش اسراييل است. چيزى كه از نظر افكار عمومىِ اسراييل، ممكن است باعث تشويق و ترغيب دشمنان اسراييل براى تكرار آن در آينده گردد. هم چنين در جنگهاى آتى همكارى را بين طرفهاى مختلف (حزب الله، سوريه، ايران و حماس) ممكن سازد. و به همين دليل جنگ آتى بها و هزينه بيشترى مىطلبد.
عدم اعتماد شهروندان معمولى اسراييل به سرباز اسراييلى كه نماد مردانگى و عمل بود، امّا ناگهان به سربازى مرعوب و بى رغبت براى خدمت تبديل شده است.
تمامى اين اسباب و عوامل موجب يك نابسامانى و آشفتگى در انگيزه رزم و دكترين راهبردى ارتش اسراييل شده، به ويژه فروپاشى دكترين بازدارندگى كه ساليان متمادى ارتش به آن افتخار مىكرد. راهبردى كه از سال ١٩٤٨ تاكنون به ضرورت حمله مقتدرانه و نابود كننده دشمن و وارد كردن بيشترين خسارت به او تاكيد مىكرد و همين امر موجب مىشد تا دشمنان اسراييل بار ديگر به فكر حمله و يا يك رويارويى ديگر نباشد. اين همان دكترين بيدارى ستيزى است كه هدف آن تثبيت باورهاى دشمنى است كه در صورت فكر حمله به اسراييل يا اخلال در پذيرش واقعيت موجوديت اسراييل يا اخلال در منافع با شكست قطعى روبرو خواهد شد. و نيز