جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٦٩
در زرعيت مىگويد:
با گذشت حدود هفت ساعت از آغاز حمله به دليل گلولهباران توپخانه حزب الله، نيروهاى ارتش نتوانستند به اين منطقه عملياتى نزديك شوند، گروهى از سربازان با نظاره سوختن نفربرها براى ساعات متمادى در ميان درختان زمينگير شده و جرأت نداشتند به آن نزديك شوند تا ببينند چه بر سر رفقايشان آمده. خجالت آور است، ارتش قوى و بزرگ ما ساعتهاست كه زمين گير شده و حتى نمىتواند يك قدم پيشروى كند و تانكها و سربازان داخل آن دارند مىسوزند. در واقع اين قاعده جديد بازى است كه سازمان تروريستى شيعه به ارتش مدافع اسراييل تحميل كرده است؛ در حالى كه ارتش اسراييل، پس از ايالات متحده، بيشترين و بهترين تسليحات هوايى را در جهان دارد. آيا با اين همه امكانات اين ذلت و ناكامى نيست؟! و در همين ايام انتظار شكست، بيشتر و بيشتر مىشد.
يارون لاندن در روزنامه آحارنوت «١» مىنويسد:
اين جنگ با طعم تلخ به پايان خواهد رسيد، بهتر است، از همين الآن به طعم تلخ آن عادت كنيم. اهداف سه گانه اعلام شده ما هرگز محقق نخواهد شد؛ براى سه اسير سرباز بهاى گزافى را بايد بپردازيم. شبه نظاميان شيعه هرگز خلع سلاح نخواهند شد، و حتى اگر ارتش لبنان در جنوب مستقر شود، توفيق چندانى به دست نخواهد آورد. پيشنهاد نمايندگان سازمان ملل و با اميد به تحول اين بحران به انگيزهاى براى دستيابى به يك توافق همگانى در منطقه، افق روشنى پيش رو ندارد ... كاملًا روشن است كه ادعاى پيروزى اسراييل چقدر عجولانه است.
اينگونه اسراييل با لغزيدن به سوى يك جنگ فراگير و جنگ زمينى محدود، دچار يك بحران عظيم سياسى شد. البته در هفته اول جنگ تصور جنگ زمينى يا حتى صحبت درباره آن امكان نداشت، امّا در هفته دوم جنگ موضوع چگونگى حمله زمينى هم مطرح شد. با اين وجود از اطلاعات درز كرده از دستگاه تبليغاتى اسراييل، به دست مىآيد علىرغم برخوردارى اولمرت از حمايتهاى سياسى گسترده ايالات متحده، وى شديداً نگران جنگ زمينى بود.
اتفاقاً اين نگرانى و ترس اولمرت در درگيرى «مارون الراس» مصداق پيدا كرد. در اين عمليات