جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٢٩
از سوى ديگر، اهداف عمليات در سه هفته اخير جنگ تنزل پيدا كرد. اهداف گذشته كه بازيابى توان بازدارندگى نظامى اسرائيل و محو حزب الله بود، به دوركردن مقرهاى خط مقدم حزب الله از مرزها و استقرار نيروى بينالمللى براى دفاع از شمال اسرائيل در برابر حملات آينده حزب الله تغيير پيدا كرد.
در اينجاست كه شهروند عادى اسرائيلى سرگردان مىشود و مىپرسد كه آيا نيروى بازدارندگى ارتش با اين شيوه بازگردانده مىشود؟ اين شيوه نتيجهاى كاملًا معكوس به دنبال دارد. بنزيمان مىافزايد: براى تمامى جهان روشن شده كه نيروى هوايى قهّار اسرائيل در طول سه هفته نتوانست پرتاب موشك به اسرائيل را متوقف سازد. بلكه همچون نبرد غفران به محموله سلاحهاىاضطرارى نيازمند شد. همچنين يك شهروند عادى اين سوال را از خود مىپرسد:
«اگر وجود چند نيروى استشهادى، هستىِ اسرائيلِ برخوردار از توان بالا و سلاحهاى بىمانند در جهان را تهديد مىكند، پس چگونه فرماندهان ارتش اين تهديد را نديدند؟» شترنهيل ادامه مىدهد: ما از سال ٢٠٠٠ ميلادى به هيچ چيز جز مسأله فلسطين فكر نكرده ايم به طورى كه اسرائيل پس از آنكه تحت تأثير هيپنوتيزم «خطر فلسطين» قرار گرفت، تمامى تلاشهاى ملى خود را براى قطع ارتباط [با فلسطينىها] صرف نمود و همچنين تلاش كرد تا ليكود را منحل سازد و كاديما را به عنوان ابزار سازمانى براى اجراى طرح «تجميع» در پس ديوار حائل ايجاد نمايد. براى دو يا چهار سال آينده برنامه كارى ملى تعيين نمودند تا ميراث شارون را متبلور سازند: «ترسيم يكجانبه مرزها با مناطق اشغالى، خرد كردن مناطق به بخشهاى بسيار جزئى و نيز پايان دادن به امكان برپايى كشور مستقل فلسطينى در اين مناطق». به همين رو شهروند اسرائيلى دانست كه اين مسأله آينده اسرائيل را رقم خواهد زد.
دليل آشكارتر براى اولويتهاى ملى اسرائيل وضعيتى است كه يگانهاى رزمى ارتش به آن دست يافتهاند. اينكه ارتش به طور تقريباً كامل در يگانهاى بزرگ دست از آموزش و عملياتهاى پيچيده كشيد، و در نزاع بر ضد انتفاضه فلسطين غرق شد، بر كسى پوشيده نيست.
هنگامى كه تيپهاى نيروى پياده- بر اساس گفته بنزيمان- به نيروى پليسى تبديلشود كه تمام تلاش خود را نگاهبانى از ديوارهاى حائل و يورش به اردوگاههاى پناهندگان و يا تعقيب گروهكهاى خرابكار در ميان درختان زيتون قرار مىدهد؛ زمانى كه شمار افراد دستگير شده