جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٣
در اين پژوهش ملت يهود در اسرائيل [اراضى اشغالى] ملتى غير طبيعى معرفى شدهاند، چرا كه در قبال مسأله جهانبينى به دو گروه متناقض با يكديگر تقسيم مىشوند: دسته اول گروه شوونيستى و توهمگرا بوده و گروه دوم كبوترانى هستند كه خود را در فضايى جنون آلود- كه از زمان ترور اسحاق رابين در سال ١٩٩٥ شدت گرفته- زير فشار مىبينند. هر دو گروه به شيوهاى از رويارويى واقع بينانه با لوازم و پيامدهاى جنگ و اشغالگرى گريزانند. گروه قومى گرا با انكار علامتهاى صلح از سوى اعراب، از اعراب مىگريزد و آن را تنها نشانههاى ضعف و توسل جويى مىداند. گروه دوم يعنى كبوتران نيز با قطع ارتباط خود با رويدادها و نداشتن عزم براى بهبود شرايط سياسى در اسرائيل و منطقه، از اين پيامدها فرار مىكنند. بارتال در اين رابطه مىگويد:
«اميد، از نگاه اين انسان مرعوب كه به ترس و هراس عادت كرده، عبارت است از امرى مبهم و با فرجامى نامشخص.» نتانياهو در تلاش براى توجيه و بهانه تراشى براى اقدامات صهيونيستها، در كتاب خود با عنوان «نقطهاى زير خورشيد» «١» مىگويد: اعراب همه در انكار حق اسرائيل به عنوان حكومتى يهودى در منطقه، يك نظر دارند. تفسير اين پديده به تفكر «اسرائيل به عنوان بخش جدايى ناپذير از فرهنگ غرب» در ميان اعراب بر مىگردد. از آنجا كه فرهنگ غرب نيز- به ادعاى نتانياهو- مورد انزجار و نفرت اعراب مىباشد، آنان پيوسته تلاش مىكنند اين حكومت را به دليل وجود «روحيه خصمانه و گرايش به خشونت در آنان» از طريق «تروريسم» ريشه كن نمايند! نتانياهو از ياد برده كه چگونه يهوديان كودكان خود را از سن سى ماهگى با انزجار از اعراب و تحقير آنان تربيت مىكنند. اين امر چندين مرتبه در نامه اين كودكان به مسئولان نظامى و غير نظامى اسرائيل مبنى بر درخواست كشتار اعراب مشاهده شده است. يا فراموش كرده كه اين كودكان با تشويق مستقيم خانواده، در نوشتههاى خود از عباراتى نژادپرستانه و كينه توزانه استفاده نمايند و آن را به عنوان هديه به كودكان فلسطينى و لبنانى ارسال مىكنند! با اين مقدمه وارد مباحث اين كتاب مىشويم كه در آن به جنگ اخير اسرائيل عليه حزبالله پرداختهايم. گاه از اين جنگ به عنوان جنگ ششم ياد مىشود كه اين دستهبندى بر اساس