جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٧٨
او اضافه مىكند:
هنوز زمان جمع بندى و برآورد ميزان سود و زيان اين رويارويى فرا نرسيده؛ جنگى كه موجب تضعيف و يا تأثير بر نتايج بسيارى از مسايل مىشود مانند رويارويى با بنيادگرايى اسلامى، قضيه فلسطين، بازدارندگى، فرايند تصميمگيرى اسراييل و سرانجام ثبات داخلى و توان نظامى اسراييل.
ولى با اين وجود به شمارى از اين نتايج مىتوان اشاره كرد «١» مانند:
الف. مشكل اساسى در لبنان فقدان يك حاكميت توانا و مقتدر است. سخن درباره مانع پيچيدهاى است كه دليل آن ساختار طايفهگرايى و شمار فراوان شيعيان است و اين كه هيچ نيروى مهمى نمىتواند جايگزين واقعى اين وضعيت گردد. خروج سوريه از لبنان نيز بر شدت اين مشكل افزود.
ب. در لبنان هم مانند صحنه بازى فلسطين، يك بار ديگر شكاف عميق ميان انديشه و واقعيت پيچيده سياسى عيان گشت. عقبنشينى و كنارهگيرى با وجود زمينه تحميل خواستههايمان، بدون داشتن چارچوب براى حل و فصل قضايا هيچ سودى ندارد.
ج. براى فلسطينىها، سيد حسن نصرالله و كارهاى او يك مشكل به شمار مىآيد، نه به دليل حسادت رقبا يا رقابت در ربودن سربازان اسراييلى براى قدرت نمايى، بلكه فلسطينىها به دليل توجه گسترده جهانى به بحران لبنان در مقابل توجه اندك دنيا به درگيرىهاى اخير در غزه به دنبال ربودن يك سرباز اسراييلى (گلعاد شاليط) به او حسادت مىورزند، به ويژه اينكه اهتمام بينالمللى نسبت به درگيرىهاى اسراييل- فلسطين بسيار فروكش كرده است.
اشتاوبر درباره جنگ نيز به اين نكات اشاره مىكند:
الف. اهداف اعلام شده از سوى ارتش اسراييل در آغاز عمليات خيلى بلند پروازانه به نظر مىرسيد. البته مشاهده مىشود، دولتمردان امكان عملى شدن اهداف را باور داشتند.
ب. بار ديگر، در لبنان آشكار شد كه ارتش اسراييل توان كافى براى رويارويى با يك سازمان چريكى را نداشته، محدوديتهايى دارد، در حالى كه افراد اين سازمان چريكى با شهروندان غير نظامى حامى خود يكى شده و در ميان آنان به سر مىبرند.