جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٣١
تجهيزات در اختيار داشته باشند، باز نمىتوانند بر مقاومت غلبه كنند. اگر اسرائيل به دنبال تحقق هدف حقيقى نبود (كه در بالا گفته شد) هرگز جنگ را به مدت سى و سه روز طول نمىداد. چراكه اصرار امريكا براى ادامه جنگ، اسرائيل را وادار به طولانى كردن جنگ نمود. دو روز آخر جنگ بهترين دليل براى اين گفته مىباشد. با وجود شكست ارتش اسرائيل در ورود به اراضى لبنان در طول اين جنگ و با وجود صدور قطعنامه ١٧٠١ شوراى امنيت، دولت اسرائيل و يا دقيقتر بگوييم حكومت امريكا باز تصميم گرفت كه حمله زمينى با هدف دستيابى به ليتانى و تحقق كمربند امنيتى ادامه پيدا كند ... اين امر در روزهاى اوليه جنگ آشكار بود. در آن زمان رايس اعلام كرد كه اين جنگ موجب پيدايش خاورميانه جديد خواهد شد. اما رايس از روند جنگ نوميد گشت و پيوسته به دولت اسرائيل مهلت مىداد تا اهداف حقيقى و غير علنى امريكا از جنگ را محقق سازد و در اين راستا از تسلط خود بر سازمان ملل استفاده نمود تا مانع از تصويب قطعنامه الزام به آتش بس از سوى شوراى امنيت شود. به همين رو زمانى با تصويب قطعنامه ١٧٠١ موافقت كرد كه ارتش اسرائيل به طور كامل از تحقق اهداف امريكا ناتوان شده بود. بدين ترتيب امريكا از اين رويارويى و نبرد ناكام بيرون آمد» «١» با اين بيان به طرح اين سوال مىپردازيم كه پيروزى و شكست از نگاه دو طرف (مقاومت و اسرائيل) چه مفهومى دارند؟ پاسخ اين سوال در زيرآيد:
مفهوم پيروزى از نگاه اسرائيل عبارت است از تحقق يك يا تمامى اهداف زير:
١. خلع سلاح حزب الله از راه اقدام نظامى يا از راه نتايج ميدانى و ايجاد مشكلات بسيار بالاى بشرى و اقتصادى كه با تجاوز به لبنان بروز مىكنند، و يا هر دوى اين راهها.
٢. شوراندن قشرهاى مختلف لبنان بر ضد حزب الله با اين توجيه كه جنگ حزب الله براى آنان- كه دست كم بدون داشتن آمادگى مالى و روانى به سوى اين جنگ سوق داده شدهاند- نيز پيامدهاى منفى خواهد داشت. همچنين با دادن فرصت به نيروهاىسياسى لبنان كه از زمان ترور رفيق حريرى با حزب الله روابط تيرهاى داشتند. تا اين گروهها با حزب الله به دليل در دست گرفتن تصميم جنگ يا صلح با اسرائيل، به مخالفت و مقابله بپردازند.
٣. بازپس گيرى دو سرباز به اسارت گرفته شده تنها در برابر آزادى اسراى لبنانى كه شمار آنها چهار تن مىباشد. به اين ترتيب هزينه ربودن سربازان اسرائيلى بسيار بيشتر از دستاورد و