جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٩٤
به اين ترتيب حزب الله به يك عامل بازدارنده اساسى تبديل شد، اين رژيم مجبور بود در تمام محاسبات منطقهاى خود واكنشهاى حزب الله را مد نظر قرار دهد. ارزيابىهاى اطلاعات نظامى اسراييل از سال ٢٠٠٢ نشان مىدهد كه حزب الله دام و كمين گاهى راهبردى براى اسراييل فراهم كرده بود كه به فتح جبهه شمال اسراييل منجر مىشد. به نظر مىرسد اين كمين گاه را تا سال ٢٠٠٦ هر دو طرف براى يكديگر آماده كرده بودند.
به اين ترتيب، بر اساس گفتههاى پيشين در كش و قوس يك سرى درگيرىها، مجموعهاى از قواعد بازى ميان اسراييل و حزب الله شكل گرفت كه از طرف اسراييل سه اصل مد نظر بود:
پذيرش خط آبى بر اساس قطع نامه ٤٢٥ سازمان ملل. اين امر از فعاليتهاى حزب الله- حداقل اعلام شده- در طول مرز خط آبى و ماوراى آن جلوگيرى مىكرد.
مزارع شبعا به عنوان سرزمين اشغالى و تابع قطع نامه شماره ٢٤٢ محل فعاليتهاى نظامى حزب الله به شمار مىرفت.
مقابله به مثل از سوى حزب الله، يعنى اگر اسراييل دست به هر اقدامى زده حزب الله نيز همانند آن را تلافى مىكند.
واضح بود كه حزب الله خط آبى را به عنوان يك واقعيت پذيرفت و فعاليتهاى اعلام شده خود عليه اسراييل در لبنان را به منطقه شبعا منحصر كرد. به اين ترتيب حزب الله در دو سطح عمل كرد:
تلاش براى حفظ قدرت بازدارندگى خود براى جلوگيرى از حملات و اعمال خصمانه دشمن؛ و آمادگى براى هر تغيير منفى ناگهانى. به همين دليل اسراييل تلاش كرد حزب الله را از اقدام مقابله مثل بازدارد، به اين ترتيب كه اسراييل براى جلوگيرى از واكنشهاى احتمالى حزب الله در برابر تجاوزات زمينى، هوايى و دريايى اين رژيم، علم رغم پذيرش خط آبى براى بر هم زدن قاعده بازى، سوريه را در تنگنا قرار داد و اين كشور را تهديد كرد كه در صورت هر گونه اقدام حزب الله، حماس و جهاد اسلامى، پاسخ آن متوجه سوريه خواهد بود. وقتى كه اسراييل عليه رادارهاى سوريه به حمله هوايى دست زد، حزب الله نيز رادارهاى اسراييل را زد، سپس اسراييل عمليات «عين صاحب» را در نزديكى دمشق انجام داد تا بتواند نفوذ خود به عمق سوريه را تثبيت نمايد.
امّا بسيارى از كشورها مانند چين و روسيه از عواقب خطرناك اين معادله و بروز يك جنگ منطقهاى هشدار دادند. از همين رو اسراييل با سوء استفاده از حادثه ١١ سپتامبر ٢٠٠١ و