جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٣٣٢
بنزيمان، تحليلگر روزنامه هاآرتص و رئيس هيئت تحريريه مجله «چشم هفتم» مىگويد:
ما در جنگ لبنان شاهد ائتلاف بىسابقه رسانهها درباره اقدامات و برنامههاى دولت بوديم. از لحظه آغاز حادثه منجر به جنگ يعنى اسير شدن دو سرباز اسراييلى تا اعلام قطعنامه آتشبس شوراى امنيت، روزنامههاى اسراييل، علىرغم گرايشهاى مختلف، پشت سر رهبرى سياسى و نظامى ايستادند و از آنها حمايت كردند به گونهاى كه مدت زمان زيادى شاهد چنين اقدامى نبودهايم.» نويسنده تأكيد ويژهاى مىكند كه در جنگ لبنان، اسراييل با يك دشمن رسانهاى هوشمند، پيشرفته، قدرتمند و داراى زيرساختهاى رسانه روبرو شد كه در طول حيات خود مانند آن را سراغ ندارد. او مىافزايد، حزبالله باهوشترين دشمن اسراييل به شمار مىرود و مىگويد:
پيشرفت فناورى رسانهاى در سالهاى اخير، جنگ تابستان ٢٠٠٦ را به شديدترين «جنگ رسانهاى» در طول حيات اسراييل تبديل كرد.
بنزيمان در پايان مىگويد، اگر كسى به دنبال تحقيق درباره گفتمان مردمى پيرامون رسانهها در زمان جنگ مىباشد، بايد به گفتهها و نوشتههاى زمان جنگ مراجعه كند و توجه داشته باشد كه نقد كاركرد رسانهها به همه موارد نپرداخته و درباره اين موارد نيز تحقيق و جستجو كند. البته براى دستيابى به اين هدف لازم است به مشكلات و ناكامىهاى پيش و پس از جنگ به يك اندازه توجه داشته باشد. با توجه به موارد بيان شده يك پرسش اساسى باقى مىماند: آيا در حال حاضر رسانههاى اسراييل به نواقص و چالشهاى خود پى بردهاند؟ يا اينكه كارهاى روزمره و رخدادهاى تازه موجب شده تا معايب خود را فراموش كنند؟
درباره سخنان وايمن بايد اشاره كنم، وى درباره كاركرد رسانههاى اسراييل در زمان جنگ بحث نكرده است، بلكه موضوع بحث او درباره قصور و عدم صداقت رسانههاى اسراييل در زمان جنگ است به گونهاى كه بخش زيادى از شهروندان اسراييل به گزارشات رسانهاى حزبالله و سخنان سيد حسن نصرالله بيشتر از حرفهاى سخنگويان سياسى و نظامى اسراييل اعتماد پيدا كرده بودند.
اودى ليفل، استاد برجسته روانشناسى سياسى و ارتباطات ارتش و رسانهها در دانشگاه بنگوريون مىگويد: «يك مشكل اساسى پديد آمده، مردم به جاى اينكه درباره وقايع روزانه