جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٣٣٩
خاتمه درسهاى جنگ ٣٣ روزه اولين درسى كه مىتوان از اين جنگ گرفت، باطل شدن نظريه بازدارندگى اسرائيل است. اين امر از مهمترين زيانهاى اسرائيل در جنگ به شمار مىرود. عكيفا الدار در روزنامه هاآرتص «١» مىنويسد: «به جز صدام حسين در سال ١٩٩١ و نيز اقدامى كه سوريه در جنگ ١٩٧٣ انجام داد، تاكنون هيچ يك از كشورهاى عربى جرأت شليك موشك به جبهه داخلى اسرائيل را نداشتهاند. اما سازمانى كوچك در اندازه حزب الله توانست نيمى از اسرائيلىها را به مدت يك ماه در پناهگاهها نگه دارد. به همين دليل توان بازدارندگى اسرائيل بىمفهوم شده است.» در مقاله وزير سابق دفاع اسرائيل، موشه آرنس «٢» آمده كه دان مارتين در ترانهاى مىگويد:
«ديروز مرد، فردا نيز نيامده» اولمرت كه با قطعنامه آتشبس سازمان ملل موافقت مىكند، شايد اكنون اين ترانه را زمزمه مىكند. پرتز و ليونى نيز مىتوانند به وى بپيوندند. اما فردا بسيار سريعتر از آنچه تصور مىشود، فرامىرسد و خواهند فهميد كه از توان بازدارندگى اسرائيل چيزى باقى نمانده است. اين جنگ- كه فرماندهان ما ادعا مىكردند توان بازدارندگى ما را بالا خواهد برد،- توانست در يك ماه اين توان اسرائيل را از بين ببرد! اين پيام هرگز از ديدگان حماس، سوريه و ايران دور نخواهد ماند. چه بسا كه برخى همسايگان ما كه سالهاى متمادى گزينه تهاجم را كنار گذاشتهاند، بار ديگر به اين موضوع روى آورند.» وى هشدار دهد: «اسرائيل در حال حاضر بايد مأموريت بهبود توان بازدارندگى و آمادگى خود را براى حمله بعدى كه بى ترديد به وقوع خواهد پيوست، در دستور كار قرار دهد. البته نه با اين رهبرى. چون اين افراد از زمان انتخابات تاكنون عُرضه خود را نشان دادهاند.»