جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٣٠٠
وى معتقد است كه شايد بتوان با برآورده شدن حداقل خواستههاى اسراييل، بدون حضور سوريه و ايران بحران فعلى را حل كرد، امّا روشن است كه اين بحران به صورت ريشهاى حل نخواهد شد، و دوباره سوريه و همپيمانانش در لبنان مشكل ايجاد خواهند كرد، زيرا دولت لبنان خيلى ضعيف است و امكان بازسازى لبنان را ندارد، از طرفى ايران هم هرگز از پايگاه خط مقدم خود عقبنشينى نمىكند. «١» شيمون پرز، معاون رئيس رژيم صهيونيستى، با انجام يك مطالعه سياسى درباره اقدامات پس از جنگ لبنان معتقد است كه اسراييل بايد در رابطه با همسايگانش شعار «حكومت واحد، سلاح واحد» را در دستور كار قرار دهد.
او مىافزايد: ورود نيروهاى سازمان ملل از جمله نيروهاى اروپايى به لبنان، و استقرار ارتش لبنان در جنوب اين كشور از جمله تحولاتى است كه در پى امور مثبت استراتژيك رخ داده؛ زيرا دولت لبنان نيز مانند تشكيلات خودگردان بر سرزمين و نيروى مسلح خود تسلط و حاكميت ندارد، آنها در مناطق تحت حاكميت خود امنيت و آرامش ندارند، لبنان و تشكيلات خودگردان بايد هركدام يك دولت و يك ارتش داشته باشند، پس اسراييل بايد به دولت فواد سنيوره كمك كند تا در لبنان يك دولت و يك ارتش وجود داشته باشد. همچنين بايد به ابومازن نيز كمك كرد تا دولت و نيروى مسلح واحد تشكيل دهد. پرز مىگويد: هدف بازدارندگى جلوگيرى از وقوع جنگ است و اما هدف اصلى تحقق صلح كامل است. او مىگويد، اگرچه ما به تروريسم فلسطين و لبنان انتقاد داريم، اما اين انتقادها راهحل دستيابى به صلح با آنها يا با كشورهاى منطقه به شمار نمىرود. در جنگ هم مانند صلح اهداف تغيير نمىكند، بلكه فقط شيوه رسيدن به آن تفاوت دارد. شعار «صلح در مقابل زمين» درباره مصر و اردن نتيجه مثبت داد، اما درباره لبنان و فلسطين نتيجه مثبت دربرنداشت. ما براساس قطعنامه سازمان ملل از لبنان عقبنشينى كرديم، امّا صلح كامل به دست نيامد ما به صورت يكجانبه از غزه عقبنشينى كرديم، امّا هنوز پايگاههاى شليك موشك به اسراييل در اين منطقه وجود دارد. با استقرار نيروهاى سازمان ملل در لبنان اميدى به وجود آمد كه بخش آخر معادله يعنى صلح و سازش كامل با لبنان به دست آيد.