جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٣٠
و ضرورت استفاده از فرصت فراهم شده ... آغاز گرديد. به اين ترتيب اسرائيل خود را در گرماگرم جنگ مىديد، چرا كه فرماندهى ارتش نيز معتقد بود چنين جنگى را دير يا زود، به ناچار بايد انجام داد. تأخير جنگ نيز مساوى است با دادن فرصت بيشتر به حزب الله براى تقويت خود.» «١» مفاهيم پيروزى و شكست از نگاه دشمن و مقاومت اسلامى يوسى آلفر، پژوهشگر و استراتژيست اسرائيلى مىگويد: «اگر به طور تصادفى در يك روز چند بار به پيروزى دست يافتى، بدان كه پيروزىهاى تو تاكتيكى است نه راهبردى» به عبارت ديگر، آلفر مىگويد: مقابله با سركشى يا مقاومت مسلح مردمى كه از مشكلات اشغال دراز مدت ناشى مىشود، راه حل نظامى و يا پيروزى نظامى استراتژيك ندارد. وى در ادامه مى افزايد: اگر همراه جنگ، به صلح نرسى، هرگز اين جنگ به نفع تو نخواهد بود. «٢» رئيس سابق ستاد ارتش اسرائيل ژنرال دان حالوتس جنگ را اينگونه تعريف مىكند: «تحقق وضعيتى كه مسئولان سياسى در اين وضعيت بتوانند آزادانه و بدون هيچ مانعى كه از تروريسم ناشى شود، تصميمگيرى كنند.» «٣» اسرائيل جنگ با لبنان را به عنوان واكنش به اسارت دو سرباز اسرائيلى شروع كرد. اما هرگز رهبران اسرائيل هدف واقعى از جنگ يعنى وارد كردن لبنان در پروژه خاورميانه جديد را فاش نكردند. به همين رو اهداف اعلام شده جنگ از سوى سياستمداران اسرائيلى متفاوت و گوناگون شد تا ارتش و ملت اسرائيل را بفريبند. آنان ادعاهاى مختلفى درباره اهداف جنگ نمودند، برخى از اين ادعاها عبارتند از: خلع سلاح و از بين بردن حزب الله، كشتن دبير كل حزب الله، ويران كردن زيرساختها و از بين بردن توان موشكى اين حزب و چيره شدن كمربند امنيتى تا رود ليتانى و دوركردن حزب الله از مرزهاى اسرائيل تا شمال ليتانى و بسيارى از ادعاهايى كه با تغيير روند جنگ، دچار تغيير شدند. پژوهشگر اسرائيلى حزقيل كوچمان معتقد است كه: «از همان روزهاى آغازين جنگ براى رهبران اسرائيل كاملًا آشكار شد كه به هر اندازه كه سلاح و