جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٥٩
فرماندهان تيپها اعمال فشار مىكردند تا از تنبيه فرزندشان به دليل فرار از يگان و يا سستى در انجام فرامين، منصرف شوند. آيا اينكه خانواده قربانيان با انجام تحقيقات در باره وقايع نبرد و يا مسائل مربوط به آموزش- كه در بيشتر موارد اطلاعات جديدى را به دست نمىدهند-، ارتش را بدون حدّ و مرز پريشان نمايند، به چه اندازه توجيه پذير است؟ موضع همراه با تسامح و تشويق كننده جامعه اسرائيل در برابر اين پديدهها موجب مىشود بخش زيادى از فرماندهان به چاپلوسى در برابر خانوادههاى سربازان و رسانهها روى آورند و توان خود را در تصميمگيرىهاى اساسى و واقعبينانه از دست بدهند.
سوالهاى ديگرى نيز در همين رابطه مطرح مىگردد: رئيس ستاد كل ارتش و ديگر فرماندهان نظامى در بحبوحه جنگ به جاىآنكه تمام تلاش و زمان خود را صرف اداره جنگ و ميدان نبرد نمايند، به ديدار خانواده قربانيان جنگ مىروند و مصاحبهها و اظهارات رسانهاى آنان نيز تمامى ندارد! آيا اين اقدامات از بعد پايدارى سياسى و رده بندى اولويت هاى ارزشى اسرائيل توجيه پذير است؟ علاوه بر اين، به پديدههاى سياسىكارى ارتش و ارتباط نامناسبِ ارتقا و ترفيع بسيارى از افسران، با روابطى برمىخوريم كه ميان آنان با سياستمداران و مطبوعات وجود دارد.
چنين پرسشهايى- از نظر بن يشاى- نه تنها نيازمند پاسخ از سوى جامعه و ارتش اسرائيل است، بلكه ضرورى است اين موضوع به طور كامل از سوى كميته تحقيق دولتى به رياست الياهو وينوگراد (قاضى) كه مأمور تحقيق در جريانهاى جنگ دوم لبنان مىباشد، مورد بررسى و تحقيق قرار گيرد تا اين ناكامىها و كوتاهىها در جنگ بعدى تكرار نشوند! «١» كميتههاى مختلف تحقيق و تفحص كه به بررسى ناكامىهاى جنگ اسرائيل در لبنان مىپردازند، هر روز نقاط ضعف و اختلال بيشترى را از عملكرد جنگى و رزمى ارتش از بعد ميدانى و ضداطلاعاتى آشكار مىسازند. از جمله اين نقاط ضعف، «تأخير در انتقال اطلاعات» مىباشد.
روزنامه معاريو «٢» به نقل از مقامات و منابع ارتش اسرائيل مىنويسد: «در صبح روزى كه كشتى ساغر مورد هدف قرار گرفت، بين افسران ضداطلاعات نيروى دريايى بحث و تبادل نظر انجام شد.
يكى از افسران نسبت به وجود تحليلهايى مبنى بر اينكه تجهيزات دريايى مستقر در سواحل