جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٣٤٥
توانمند براى ايجاد ائتلاف و عملياتهاى بزرگ، با چالشهاى بزرگى روبروست.» شتاوبر تحليلى خلاصه و كوتاه از وقايع لبنان را چنين ارائه مىدهد: «روشن است كه اهداف تعيين شده از سوى ارتش در آغاز جنگ، بلندپروازى بود. با پيشرفت جنگ، براى سران حكومت آشكار شد كه چه كارهايى را مىتوانند انجام دهند. در لبنان به هنگام رويارويى با سازمانى چريكى كه در ميان شهروندان حامى اين سازمان زندگى مىكنند، بار ديگر ميزان توان نظامى اسرائيل آشكار مىشود ... نمىتوان جلوى كاتيوشاها را گرفت. رويدادهاى جارى در جنوب لبنان علامت خطرى براى رويدادهاى احتمالى در غزه مىباشد. جنگ بر ضد لبنان در مرحله بعد به تغيير ميزان تخصيص بودجهى نظامى منجر خواهد شد. كفه ترازوى بودجه نظامى در حال حاضر به نفع نيروى هوايى سنگين شده اما در آينده سهم بيشتر از آن نيروى پياده (زمينى) خواهد بود.» شتاوبر يادآورى مىكند: «وجود نيروهاى بينالمللى كه اعضاى آن كشورهاى بزرگ همسو با اسرائيل مىباشند، به نفع اين رژيم است. چون مىتواند از اين رهگذر مانع قاچاق سلاح از سوى حزب الله شود. بهتر است كه اين نيرو، به نيروى بازدارنده مبدل گردد و تا مرزهاى سوريه مستقر گردند.» برجستهترين نتيجهاى كه اين محقق اسرائيلى بيان مىكند اين نكته است كه: «حزب الله به فعاليت خود به عنوان يك حزب مسلح ادامه خواهد داد. ممكن است كه نفوذ خود در جنوب را نيز ادامه دهد. اما براى اينكه شرايطى پديد آيد تا لبنانىها عرصه را بر اين حزب تنگتر كنند، بايد به پيمانى گسترده با لبنانىها دست يابيم. از اين جمله، حل مسأله مزارع شبعا مىباشد.» «١» چهارمين درس از اين جنگ، عملكرد نظامى اسرائيل و عملكرد ديپلماسى امريكا در قبال جنگ برضد لبنان مىباشد. مركز مطالعات راهبردى و بينالمللى واشنگتن اقدام به برگزارى همايشى ويژه و تحليلى نمود. از سخنرانان اين همايش مشاور امور امنيت ملى رئيس جمهور سابق امريكا، دكتر زبيگنو برژينسكى بود. وى مىگويد: «فهم اينكه اسرائيل با انجام عمليات نظامى در لبنان به دنبال تحقق چه هدفى است، كارى دشوار است. در زمانى كه اسرائيل ادعا مىكند به دنبال دوركردن نيروهاى حزب الله از جنوب تا رود ليتانى است، نمىتواند جلوى