جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٥٨
نگاهى به روزهاى پربرخورد و شديد جنگ در يك شنبه ٦ اوت ٢٠٠٦، حزب الله موفق شد ضربات سنگينى به اسرائيل وارد كند؛ از جمله:
كشتن ١٢ نفر در پادگان نيروهاى ذخيره در شمال فلسطين؛ شليك ١٢ موشك به حيفا كه به كشته شدن سه نفر و زخمى شدن ٢٥٠ نفر از جمله چند عرب، منجر شد. در ٩ اوت نيز حزب الله اعلام كرد ١٥ سرباز اسرائيلى در مناطق مختلف جنوب لبنان كشته شدهاند. هم چنين در اين روز تعدادى نيز در شهركهاى صهيونيست نشين در شمال فلسطين كشته و زخمى شدند.
در دهم اوت، اسرائيل از كشته شدن ١١٨ نفر در طول جنگ خبر داد.
در عمليات دريايى نيز، حزب الله در سومين روز جنگ (١٤ ژوئيه ٢٠٠٦) يك كشتى جنگى اسرائيل كه بيروت را بمب باران مىكرد، هدف قرار داد. ارتش اسرائيل اعتراف كرد كه به اين كشتى خسارت زيادى وارد شده و آن را به حيفا منتقل كرده است.
در ١٣ اوت ٢٠٠٦ منابع امنيتى لبنان تاكيد كردند كه دومين كشتى جنگى اسرائيل هدف قرار گرفته است و در ١١ اوت نيز يك قايق اسرائيلى با ١٢ سرنشين نظامى در نزديكى ساحل بندر صور هدف قرار گرفت.
از نظر راهبردى نيز بايد گفت، حزب الله پايان دادن نظامى جنگ به نفع خويش را در اهداف خود نگنجاند و اصلًا اين موضوع در حزب الله مطرح نشد؛ به ويژه اينكه تاريخ نشان داده است كه به هنگام اشغال كشورى، جنبشهاى مقاومت ميهنى نسبت به ارتش اشغال گر خسارت بيشترى مىبينند، مخصوصاً در اين جنگ كه اسرائيل با در اختيار داشتن سلاحهاى جديد امريكا تا بن دندان مسلح بود؛ امّا مقاومت فقط سلاحهاى سبك در اختيار داشت و يا مجبور بود از بازار سياه سلاح خود را تأمين كند.
مقاومت لبنان و فلسطين ثابت كرد كه با داشتن ايمان و انگيزه مىتوان به هدف و حقوق مشروع خود دست يافت و مىتوان به دشمن ضربه زد، آن را از پاى درآورد و باورهاى امنيتى و رزمى او را سست كرد. در اين جنگ چنين اتفاقى افتاد.
حزب الله از غرور و اعتماد به نفس بيش از اندازه اسرائيل استفاده كرد؛ مخصوصاً اعتماد به نيروى هوايى كه گرچه در لبنان همه چيز را نابود كرد، ولى تأثير زيادى بر توان رزمى و روحى حزب الله نداشت. از طرف ديگر دستگاه اطلاعاتى نظامى اسرائيل نتوانست درباره امكانات،