جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٤٣
با وجود تمامى مسائل، نبايد گمان برد كه مقوله محدود بودن توان نظامى اسرائيل از سوى بخشهاى گستردهاى از افكار عمومى اسرائيل، مورد پذيرش قرار گرفته است. چرا كه گروههاى بزرگى از اسرائيلىها همچنان به مؤثر و مفيد بودن اين قدرت ايمان دارند و باور دارند كه آنچه با اندازهاى معين از قدرت محقق نشود، مىتوان در آينده آن را با قدرت بيشترى تحقق بخشيد.
يوفال اشتاينتس، رئيس سابق كميسيون خارجه و امنيت پارلمانى از اين گروه است كه معتقد است شكست در جنگ دوم لبنان به شكست فرهنگ جديد جنگ بازمىگردد. وى در اين زمينه مىگويد: تحقيق و تفحص در تاريخ نظامى از پايان جنگ ١٩٨٢ (جنگ اول لبنان) بيانگر فاصله گرفتن تدريجى از ميراث غربى جنگ مىباشد. اين ميراث بر اين سنت مبتنى است: «غلبه قاطعانه بر دشمن با وارد كردن ضربه ويرانگر بهطورىكه پس از آن توان برخاستن را نداشته باشد.» وى مىافزايد: «در دهه هشتاد از تسليم كامل دشمن و يا از بين بردن قدرت جنگى او با وارد آوردن ضربه ويرانگر، دست برداشتيم و به ترويج فرهنگ مقدس شمردن اكتفا به «پيروزىهاى موردى» يا «آگاهىسوزى» مبادرت نموديم. در دورهاى از دهه نود [قرن گذشته ميلادى] با تكيه بيش از اندازه بر برترى هوايى در سركوب دشمن، به جنگ آرام و تا اندازه ممكن با كمترين خسارت و خطر در ميدان نبرد روى آورديم. اين امر موجب شكست ما شد و بايد درسهاى اين جنگ هرچه زودتر مورد بهرهبردارى قرار گيرد. بايد آنچه را كه ژنرال موشه يعلون، رئيس سابق ستاد مشترك ارتش «مهندسى و طراحى دوباره روح جنگى در ارتش اسرائيل» ناميد، به كاربنديم. يائير عفرون پژوهشگر اسرائيلى در مقالهاى با عنوان «بازدارندگى و شرايط آن» مىنويسد: «بازدارندگى سنگ بناى مديريت نزاعها و راه حل آن نيست. بازدارندگى، استراتژى واحدى است برآمده از چندين استراتژى تهيه شده، براى ايجاد ثبات در مجموعهاى از روابط مخاصمتآميز. بازدارندگى در بيشتر موارد، تنها براى يك بازه زمانى مشخص مفيد است و نمىتواند جايگزين صلحهاى سياسى شود. كاركرد بازدارندگى، همانا نظم دادن به روابط نظامى است در اثناى نزاع و نيز حمايت از صلح سياسى در صورت دستيابى به آن.» «١» الين سيگال مىگويد: به همان شيوهاى كه در عراق، مرزهاى توان امريكا برملا شد، ميزان ايستادگى نيروهاى اسرائيلى