جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٩٩
امّا گفتگوها ميان اسراييل و سوريه در اين مرحله، در نشست ژنو در سال ٢٠٠٠ با حضور كلينتون و اسد به شكست انجاميد. پس از آن باراك به اين نتيجه رسيد كه براى قطع ارتباط فرايند صلح اسراييل و سوريه با قضيه لبنان، به صورت يك جانبه از لبنان عقبنشينى كند.
٣. (از ٢٠٠٠ تا ٢٠٠٦): سوريه كه در خلال اين سالها به رهبرى بشار اسد ضعفهاى داخلى و خارجى زيادى داشت، شاهد تحولات پرشتابى بود، به دليل يك بازى دوگانه در ارتباط با موضوع عراق، روابط سوريه و امريكا به شدت آسيب ديد و دشمنى بوش را عليه خود برانگيخت.
به نظر رابينويچ، به اين ترتيب لبنان هدف حمله دموكراسى امريكايى در خاورميانه قرار گرفت. ايجاد بحران براى سوريه در پى ترور رفيق حريرى، براى امريكا و همدستانش فرصت مناسبى را به وجود آورد تا ارتش سوريه را از لبنان بيرون كنند. خروج ارتش سوريه از لبنان گام مهمى در بازسازى دولت دمكراسى لبنان به شمار مىرفت.
او مىافزايد: به نظر مىرسيد در اواخر سال ٢٠٠٥، فشارهاى امريكا و بينالمللى حكومت اسد را از پاى درآورد و تسليم كند. امّا معلوم شد كه امريكا تمام توان ديپلماسى خود را متوجه باتلاق عراق كرده و سورىها نيز دريافتند كه فشارها و تهديدات امريكا جدى نيست. پس از آن امريكا خواهان از سرگيرى گفتگوهاى اسراييل- سوريه در چارچوب برنامه كارى سياسى خاورميانه شد ولى شارون و اولمرت با درخواستهاى مكرر سوريه براى گفتگو به صراحت مخالفت كردند. در سايه فقدان يك راه كار ديپلماتيك، سوريه نيز به شيوه گذشته خود يعنى حمايت و پشتيبانى از گروههاى تروريستى فلسطينى و حزبالله روى آورد.
همچنين سوريه به تقويت رابطه ايران و حزبالله پرداخت و بر پيمان ميان دمشق- تهران از سال ١٩٧٩ تأكيد كرد. حافظ اسد دريافته بود كه چگونه جلوى نفوذ ايران در لبنان را بگيرد، امّا اين كار از بشار برنمىآيد. در سالهاى اخير رابطه ايران و سوريه از ارتباط دو شريك به جنگ ٣٣ روزه ٣٠٩ ناكامى همهجانبه ص : ٣٠٣ رابطه ارباب- رعيتى تبديل شده است.
با بروز جنگ لبنان، سوريه تلاش كرد مستقيماً وارد چنين گردابى نشود، و حمايت و پشتيبانى از حزبالله را ادامه داد. امريكا به دليل عدم امكان گفتگوى مستقيم با ايران، خواهان گفتگو با سوريه به عنوان يك واسطه است، ولى حمايت سوريه از حزبالله، صداى امريكايىها را درآورد.