جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٣٩
اسرائيلىها ديگر اين انكار را باور نخواهند كرد. به ويژه اينكه اين فاجعه يكى از مؤلفههاى اصلى هويت اسرائيل به شمار مىرود. اسرائيلىها انكار فاجعه «١» را خطرى وجودى براى خود برمى شمرند.
بنابر اين دولت [اسرائيل] در قانع سازى بيشتر مردم به ضرورت انجام اقدام بر ضد ايران موفق شد.
همچنانكه اكثريت اسرائيلىها بيش از آنچه امريكايىها از عراق مىدانستند، از حزب الله نمىدانند.
آنان مانند اكثر مردم امريكا، به محور شر، ايمان دارند و حزب الله را دستان بلند ايران مىدانند.
بنابر اين كميته مورخان به بررسى وجود و يا عدم محور شر نياز ندارد. همين بس كه اكثر مردم اسرائيل از آن بيم دارند. بر همين اساس شروع جنگ و اعتماد به ارتش مورد تأييد قرار مىگيرد.
٥. از آنجا كه اسرائيلىها خود بخشى از ارتش هستند، دچار خودبرتر بينى شده و خود را سوپرمن (ابرمرد) معرفى مىكنند. شايد براى اينكه بتوانند خواب آرامى داشته باشند، به اين توهم نياز باشد. در هر حال هنگامى كه دولت تصميم به اقدام در لبنان گرفت، اكثر اسرائيلىها آن را عمليات كوتاه و موفق (طبق عادت هميشگى ارتش) دانستند.
٦. عملكرد اولمرت و پرتز از موضع ضعف و منفعلانه بود. پرتز تخصص كافى براى برداشتن فشار از ارتش را نداشت. پرتاب موشكهاى قسام و ربوده شدن شاليت وى را ضعيف تر كرد.
قدرت وى- يا شجاعت او- براى دادن پاسخى درست و منطقى به حمله حزب الله كافى نبود. به گفته اورى افنيرى نويسنده اسرائيلى، تاريخ نشان مىدهد كه سياستمداران فرصت طلب كه موقعيت رهبران قوى را در اختيار دارند، ممكن است اشتباهات بزرگى را مرتكب شوند. آنان مىخواهند اثبات كنند كه رهبران قوى و جسورى هستند و توان انجام يك جنگ تمام عيار را دارند: ترومن كه پس از روزولت روى كار آمد، مسئول وحشتناكترين جنايت جنگى تاريخ مىباشد. «٢» انتونى ايدن كه پس از چرچيل به قدرت رسيد، با دسيسه و همدستى فرانسه و اسرائيل جنگ احمقانه سوئيس را به راه انداخت. اكنون اولمرت- پرتز بدون مطالعه و بررسى قبلى و مناقشه جدى، اين جنگ جنايتكارانه را با شتابزدگى شگفتآور و خوارى تمام شروع كردند.
آنان ترسيدند كه با خواستههاى رئيس ستاد ارتش مخالفت كنند تا مبادا به آنان به عنوان ترسو نگريسته شود.