جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٣٤٢
«چرا ضداطلاعات و نيروى هوايى شكست خورد؟ چرا پخش برنامههاى شبكه المنار متوقف نشد؟ چرا اسرائيل در اجلاس رم، آتش بس را نپذيرفت؟ اين درحالى است كه بيشتر خسارتهاى جبرانناپذير جنگ، پس از اين اجلاس رخ داد؟»!! دومين درس: برخى از تحليل گران، انديشمندان و استراتژيستهاى برجسته اسرائيل و در رأس آنان وزير خارجه سابق اين رژيم، پرفسور شلومو بن عامى معتقدند كه شايسته است نتيجه جنگ اخير، فرصت دستيابى به صلح سياسى واقع بينانه تر را فراهم سازد. اين جنگ به اسرائيلىها آموخت كه بايد در روابط سياسى خود با امريكا تجديد نظر كنيم. به ويژه اينكه اين نبرد «جنگ به نيابت از امريكا» نام گرفت. شلو مو بن عامى مىگويد: «اگر تصميم گيران» با فرضيه حكومت بوش مبنى بر وجود نزاع ميان اسلام راديكالى و تروريست با غرب و قرار گرفتن اسرائيل در خط مقدم اين نزاع در خاورميانه موافق باشند، در اشتباهند. چون اين مسأله براى اسرائيل زياد است ... نبايد داوطلب شويم و اين جنگ را به عهده گيريم. چون آنچه كه در لبنان مشاهده كرديم، يك درس و عبرت از اين مسأله بود ... سرانجام غرب ما را تنها مىگذارد. شروع مذاكره با ايران و سوريه براى امريكا هيچ منفعت و مصلحتى ندارد. بلكه برعكس، مصلحت آمريكا در رويارويى با اين دو كشور است. ما نمىدانيم كه آيا دستيابى به صلح با فردىمانند رئيس جمهور سوريه، بشار اسد امكان پذير است يا خير؟ وليكن صلح با سوريه و فلسطينىها بايد هدف راهبردى ما باشد. بايد امريكايىها را نيز به پذيرش اين موضوع قانع سازيم.» بن عامى با اين باور كه پس از شكست در جنگ لبنان، اكنون براى اسرائيل فرصتهايى به منظور دستيابى به رهآوردهاى سياسى استراتژيك فراهم شده، مىافزايد: زمانى كه پيروزىهاى درخشانى به دست آورديم، شرايط براى صلح سياسى فراهم نشد. در سالهاى ١٩٦٧ و ١٩٤٨ اين وضع وجود داشت. در اين دو جنگ بر سر پيروزى ما بحثى نبود، به همين دليل امكان دستيابى به صلح سياسى وجود نداشت. در سال ١٩٧٣ نتوانستيم با وارد آوردن ضربه ويرانگر پيروز شويم و در نتيجه راه براى صلح با مصر باز شد. اين سياستمدار اسرائيلى همچنين مىافزايد: ما نتوانستيم انتفاضه الاولى سال ١٩٨٧ را از بين ببريم. پس از آن جنگ خليج فارس شروع شد و ضعف جبهه داخلى آشكار گرديد. اين امر به كنفرانس مادريد و سپس به پيمان