جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٤٧
سيمون هرش نيز در تحقيقى با عنوان «ديدهبانى لبنان» فاش كرد كه امريكايىها از طريق بوش، ديك چنى و رايس در برنامه ريزى جنگ عليه حزب الله مشاركت داشتند.
در همين موقع شمار زيادى از مطبوعات عربى در كويت، عربستان، مصر و ديگر كشورهاى منطقه با شروع حمله ناجوانمردانهاى عليه حزب الله و مقاومت آن را به توطئه و مزدورى دمشق و تهران متهم ساختند.
رئيس سابق دستگاه جاسوسى اسرائيل «شاباك» مىگويد:
من يقين دارم اگر پيش از سال ١٩٤٨ افرادى مانند مردان مقاومت فلسطين و رزمندگان حزب الله وجود داشتند، اسرائيل هرگز نمىتوانست دولت يهودى را تشكيل دهد، اگر آن چه رخ داده، حقيقت نداشت، گمان مىكرديم كه دولت در يك كابوس وحشتناك به سر مىبرد، زيرا با اين همه قدرت و تسليحات در برابر سازمانى كوچك و با امكانات اندك، توان و قدرت خويش را از دست داد. «١» هم چنين رئيس سابق موساد مىگويد:
خطرناكترين تهديد از سوى اعراب عليه اسرائيل، يكى شدن جهت دين و قوميت عربى است. اگر حركت اسلامى در مقابل دولت غربى ادامه يابد، ممكن است وضعيت كنونى ما در آينده دگرگون شده و خيلى مضحك گردد. اين موضوع خيلى نگرانكننده است و متأسفانه ما نتوانستهايم حتى به ظاهر با نشان دادن نرمش از شدت اين خطر بكاهيم. در سال ١٩٨٢ وقتى كه شارون با افتخار اعلام كرد كه سازمان آزادىبخش را از لبنان بيرون رانده، همگى از خوشحالى سرمست شديم، امّا وقتى كه مىبينيم حزبالله، دشمن خطرناكتر جانشين آن شده و بينى دولت را به خاك ماليده، بايد همه گريه سر دهيم. «٢» موشيه آرنس، وزير سابق جنگ نيز در اين باره مىگويد:
دستاوردهاى مسلمانان متدين براى رويارويى با ما، ميليونها عرب و مسلمان را به صحنه جنگ مقدس با اسرائيل خواهد كشاند، اسرائيل نبايد اجازه دهد دينگرايان در اين معركه پيروز شوند. پيروزى آنان به معناى شكست قدرت بازدارندگى اسرائيل در