جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١١٤
وزارت نفت به آتش كشيد و نابود ساخت؛ ارتش و تمامى دستگاههاى امنيتى عراق و پليس اين كشور را منحل ساخت؛ موجب بروز هرج و مرج و فروريختن حكومت عراق بر سر ملت آن شد و به جاى آن نيروهاى امريكايى در دل شهرهاى اين كشور مستقر شدند، كه اين امر ظهور مقاومت مردمى را به دنبال داشت. گذشته از اين، امريكا كشور عراق را به شيوه «حكومت بر اساس تفرقه افكنى» اداره نمود. اين امر موجب بروز اختلافات طايفه اى، نژادى و مذهبى شد.
دقيقاً همان عملكردىكه اسرائيل در سالهاى ٢٠٠٦- ١٩٧٨ به هنگام اشغال جنوب لبنان داشت. اسرائيل با انجام اقدامات وحشيانه در سايه قطعنامه ١٥٥٩ سازمان ملل موجب شد موضع گيرىهاى مختلف و تنش و تجزيه سياسى بسيار خطرناكى در لبنان به وجود آيد و اين كشور به ميدان نزاع و تسويه حساب و امتياز گيرى ميان نيروهاى داخلى و فراتر از آن بين قدرتهاى متعدد خارجى (اروپايى، عربى، امريكا و اسرائيل) تبديل شود. اين امر موجب مىگرديد لبنان شاخصهاى حاكميت، استقلال و آزادى خود را از دست بدهد و به غرب و يا شرق وابسته شود و به طور همزمان، كشورهاى منطقه در زير چتر خاورميانه جديد و هرج و مرج خلاق گردهم آيند تا در زير اين چتر و به بهانه نشر عدالت و دمكراسى و حقوق بشر و مبارزه با تروريسم وديكتاتورى تغييراتى در وضعيت جغرافيايى و سياسى منطقه ايجاد شود. اين در حاليست كه اهداف حقيقى آنان تضعيف حكومتهاى ملى در جهان عرب به منظور آسانسازى فرايند سلطهيابى و از هم گسستن اين كشورها و نيز افزايش شدت اختلافات و تفرقه ميان اقليتها، طوايف مختلف و نژادهاى گوناگون بود تا بتوانند وجود رژيم نژادپرست و توسعه طلب اسرائيل را در منطقه توجيه نمايند و ديدگان مردم اين منطقه به جاى توجه به اسرائيل به عنوان بزرگترين خطر تهديد كننده منطقه، متوجه اختلافات و تفرقههاى داخلى گردد. «١» بدين ترتيب اكثر تحليل گران جنگ معتقدند كه اين جنگ، نبرد اسرائيل با لبنان نبود، بلكه جنگى بود كه اسرائيل آن را به نمايندگى از امريكا صورت مىداد. يعنى اين جنگى امريكايى بود كه ارتش اسرائيل به عنوان مزدور امريكا و با به كارگيرى پيشرفتهترين و انواع مختلف سلاحهاى كشتار جمعى امريكا و هزاران بمب خوشهاى- كه در ساعات پايانى جنگ بر سر مردم لبنان