جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٨٣
خواهد داشت. حزب كاديما به رهبرى اولمرت، به نقشه «تجميع» به عنوان وصيت نامه شارون بيش از پايان زندگى سياسى او مىنگرد، اما پس از جنگ لبنان اولمرت نتوانست اين نقشه را در كنيست و حتى در دولت به تصويب برساند، از اين رو اجراى اين نقشه را به وقت نامعلومى وانهاد.
امّا اين به معناى مختومه شدن پرونده نيست بلكه به معناى پايان دادن به رويكرد يك جانبه گرايى اسراييل است.
به اين ترتيب، در حال حاضر، پس از جنگ دوم لبنان، اسراييل آينده خود را بسيار تاريك مىبيند. افكار عمومى اسراييل نيز همين احساس را دارد. ريشه اين احساس به شكستهاى سياسى اسراييل در دو دهه گذشته برمىگردد و جنگ اخير هم تاكيدى است بر ميزان ناتوانى اسراييل و فقدان يك افق روشن در پيش روى آن. اسراييل در سالهاى گذشته، شكست و انحطاط را تجربه مىكند، آن هم شكستهاى پى در پى مانند پيمان اسلو و حوادث پس از آن، ناكامى سياست تحميل خواستههاى خود مانند كمپ ديويد دوم، پايان يافتن گرايشهاى يك جانبه در لبنان و غزه و حتى سياست به كارگيرى زور و نيروى وحشيانه براى رسيدن به اهداف خود.
همه اين سياستها به همراه دكترين بيدارى ستيزى بر اثر برخورد با سنگ صبور مقاومت اسلامى در لبنان و فلسطين از هم پاشيد.
بسيارى از محافل عربى گمان كردند اين درماندگى اسراييل موجب خواهد شد تا اين رژيم براى رسيدن به صلحى متوازن به گفتگو روى آورد؛ امّا پس از جنگ هم باز اسراييل به همان وضعيت گذشته خود باقى ماند و براى كسب عزت و آبروى خود، سخن از آمادگى يك جنگ ديگر با استفاده از تجارب شكست لبنان به ميان آورد و شايد هم وضعيت بهترى پيدا كرده، يعنى انتخاب حالت «نه جنگ و نه صلح»، زيرا جامعه اسراييل كه به حالت تندروى و تعصبى روى آورده، با هيچ راه حل متوازن و متعادلى سازگارى ندارد و در كنار عدم آمادگى پرداخت بهاى يك جنگ تمام عيار، به صلح به عنوان يك واقعيت تلخ مىنگرد، به همين دليل جامعه اسراييل به حالت نه جنگ نه صلح بيشتر تمايل دارد تا جنگ و درگيرى.