جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٤٣
من با استنتاج او در خصوص احمق بودن ارتش موافق نيستم. اين ارتش از بيشتر ارتشهاى جديد، هوشمندتر و زيركتر است و توان بالايى دارد. در جنگ اول لبنان (١٩٨٢)، نيز ارتش اسرائيل هوشمندتر از رهبرانى بود كه اسرائيل را به اين جنگ كشانيدند.
بيشتر قربانيان ارتش اسرائيل در رويارويى كنونى، پس از جنگ اول لبنان در سال ١٩٨٢ به دنيا آمدهاند. اين نسل شايد به ياد نداشته باشند كه امضاى آتش بس در لبنان چندين بار صورت گرفته اما اين تصميمات بىفايده بوده است. مهمترين اين امضاها در سال ١٩٧٨ و پس از حمله ليتانى صورت گرفت و پس از آن نيروى چند مليتى يونيفل وارد لبنان شد.
وى در پايان مىگويد: پس از آن، در سال ١٩٨٢ نيز آتش بس انجام شد. يك بار ديگر پس از عمليات تسويه حساب، در سال ١٩٩٣ و بار ديگر در سال ١٩٩٦ و پس از عمليات خوشههاى خشم، آتش بس برقرار شد. اما حزب الله بار ديگر اقدام به حمله و ربودن سربازان نمود و مجموعهاى تهاجمى تشكيل داد كه ما از آن غفلت مىكرديم. اسرائيل در جنوب لبنان به آتش بس موهوم و جديدى نياز ندارد. همچنين به نيروى يونيفل ديگرى نياز نيست. بلكه به دور كردن (دست كم) تشكيلات نظامى حزب الله از جنوب لبنان نياز است.
در همين سياق، عاموس هرئيل مىنويسد كه اسرائيل در حالى توان بازدارندگى خود را از دست داده است كه نيمى از جنگ لبنان را به نفع خود اداره نموده است. به همين دليل بهاى آن را مىپردازد ... اسرائيل با احتياط شديد و تلاش براى كاهش دادن شمار قربانيان حركتكند. اما رويارويى نظامى بدون جسارت نتايج معكوسى را به همراه دارد: موشكهاى حزب الله بى وقفه بر عمق اسرائيل اصابت مىكنند و سربازان مصدوم نيز فراواناند، افكار عمومى نيز در امكان تحقق اهداف اين جنگ ترديد دارد، جنگىكه از زمان شروع، اهداف آن مبهم بود.
تلاش براى ترميم توان بازدارندگى! به دنبال آنچه در گذشته گفته شد و با توجه به اعتراف اسرائيلىها مبنى بر نداشتن توان بازدارندگى (كه پيش از اين ادعا مىشد،) به دليل عملكرد ناموفق رزمى، پادشاه اردن ملك عبدالله دوم در ديدار رسمى از ژاپن اظهاراتى نمود كه در روزنامه يديعوت آحارنوت «١» به نقل از