جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١١٨
بهطورى كه ستيز و برخورد ميان دو طرف هزينههاى سنگينى را به دنبال داشته باشد، مىتوان نزاع اعراب و اسرائيل را حل نمود. اما سلطه ليكود و جريان راست دينى بر دولت اسرائيل و سلطه نومحافظهكاران بر كاخ سفيد و كنگره موجب شد طرح اوسلو- كه به اعتقاد آنان موجب بروز اين شكست و بن بست سياسى شده- كنار زده شود. اين بدين معناست كه آنچه در اين طرحها به اعراب عرضه مىشود تنها تسليم وسازش بدون قيد و شرط و تأكيد بر سياست سلطه و محاصره و تقسيم نفوذ در منطقه مىباشد به طورى كه كرامت، مقدسات و معنويات ملل منطقه ناديده گرفته مىشوند.
سخن از عادى سازى با اسرائيل، تا چندى پيش از خطوط قرمز و محرّمات دين اسلام شمرده مىشد كه هيچ كس جرأت نداشت در اين باره سخن بگويد. اما اين موضع پس از سخن سيد طنطاوى شيخ الازهر مصر، در سپتامبر ٢٠٠٥ مبنى بر اينكه «تا زمانى كه عادىسازى در امور دينى نباشد- يعنى در امورى باشد كه در خدمت زندگى و نيازهاى معيشتى باشد-، در اسلام دليلى بر حرمت عادىسازى روابط با ديگر كشورها به ويژه اسرائيل وجود ندارد.» برخى نيز بر اين باور شدند كه اقتضاى عادى سازى روابط با اسرائيل تأثير پذيرى از فشارها و به دنبال آن پذيريش عقبنشينى از سوى اسرائيل مىباشد و به اين روند كمك مىكند. چرا كه اسرائيل به دنبال اعتمادسازى و اطمينانسازى خواهد بود. اما نظر مخالفان كه در صدر آنان حزب الله، حماس و جهاد اسلامى و حاميان آنها قرار دارند، بر اين اساس بود كه اين تساهل و كوتاه آمدن مجانى موجب مىشود اسرائيل در موضع خودبرتربينى و افراطىگرى قرار گيرد. چون با اين اقدامات اسرائيل زمين را از آن خود مىكند و همراه آن اعتراف رسمى اعراب را به صورت رايگان به دست آورده است.
شايان ذكر است كه عادى سازى از نظر اسرائيل تنها به معناى برقرارى روابط تجارى، ديپلماتيك و يا اقتصادى نيست، بلكه بازخوانى و بازنگرى در مفاهيم نزاع و مبانى آن، فهم دوباره تاريخ و خاستگاههاى دينى اعراب و مسلمانان را نيز شامل مىشود. به عبارت ديگر عادىسازى فرايندى است كه نظريه عربى و اسلامى در خصوص اسرائيل و به طور كلى يهود بايد بهطور ريشهاى تغيير كند. چه اينكه پيمانهاى رسمى با اين رژيم اعترافى قانونى به حاكميت اسرائيل در منطقه به عنوان يك حكومت مىباشد، در حالى كه ملتهاى عرب وجود اسرائيل را مشروع و قانونى نمىدانند. تعبير شارون و ديگر نخست وزيران اسرائيل از اين