جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٣٢
برخى عناصر لبنانى و عربى براى حذف نظامى مقاومت اسلامى شروع شد. به طوريكه ممكن بود اين امر به بهانه گسترانيدن حاكميت حكومت لبنان در تمامىنقاط اين كشور، به ويرانى كامل لبنان منجر شود. اين در حاليست كه مىدانيم اين حكومت در طول بيش از ٢٢ سال اشغالگرى اسرائيل نتوانست در برابر صهيونيستها ايستادگى نمايد به طوريكه حتى براى حمايت از غير نظاميان و اموال آنان و يا حتى حمايت از حاكميت نمادين (زمينى، هوايى و دريايى) لبنان نتوانست اقدامى انجام دهد. دبير كل حزبالله حجةالاسلام والمسلمين سيد حسن نصرالله پيش از اين در مجتمع سيدالشهدا واقع در رويس بيروت در سال ٢٠٠٥ اعلام كرده بود كه: «ما بر ضد هيچ كس دست به تجاوز نزديم، هيچ سرزمينى را اشغال ننموديم و خانه كسى را ويران ننموديم و به مقدسات كسى بىاحترامى نكرديم، اما صهيونيستها كسانى هستند كه جنگ و خصومت را شروع كردند؛ خانهها را ويران ساخته، مزارع را به آتش كشيدند؛ كشتارهاى زيادى مرتكب شدند؛ زنان و كودكان را كشتند و به مقدسات توهين نمودند. آنان نقطه شروع تروريسم بودند. با اين وجود ما نمىخواهيم كسى را بكشيم و دوستدار خونريزى نيستيم. خانهها را به صاحبانش برگردانيد، مزارع را به مالكان آنها و اين ديار را به اهل آن بازگردانيد. زندانيان را آزاد كنيد و اجازه بدهيد در اين منطقه در امنيت، صلح و كرامت به زندگىخود ادامه دهيم. اين طرح مقاومت است نه طرح جنگ.» امّا پاسخ اسرائيل، شروع عمليات نظامى گسترده در سال ٢٠٠٦ بود تا اهداف خصمانه و توسعهطلبانه اسرائيل را محقق سازد و كينههاى تاريخى نهفته را بروز دهد.
جنجال دوباره براى خلع سلاح مقاومت آزادسازى بخش اعظم جنوب لبنان در سال ٢٠٠٠ نقطه عطفى را در تاريخ جهاد حزب الله و مقاومت اسلامى ايجاد نموده است. چون بر اثر اين عقبنشينى، قلمهاى مزدور و افكار كينه توز به صورت عنان گسيخته بحث خلع سلاح حزب الله و تبديل آن به يك حزب سياسى صرف را مطرح ساختند. در اينجا تلاشهايى از سوى يك گروه مشخص لبنانى صورت گرفت تا به بهانه حمايت از ساكنان غير نظامى مناطق آزاد شده و برقرارى امنيت و جلوگيرى از تجاوز به اين مناطق و نيز گسترش دايره حاكميت حكومت در تمامى نقاط اين كشور، ارتش را به جنوب گسيل نمايد. اين در حالى بود كه نيروهاى امنيتى لبنان- شامل نيروهاى انتظامى و ارتش- به