جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٦٩
دكتر غارى سيسمان از مركز پژوهشى بيلين و يائير هرشفيلد و كارشناس امور چپ اسرائيل معتقد است كه حزب مرتز در جذب بيلين موفق نگرديد و بيلين نيز نتوانست با اين حزب هماهنگ شود. وى در همين راستا مىگويد: «شايد بيلين هنگامى كه حزب كار را ترك كرد، اشتباه نمود، چرا كه عظمت و امتيازات وى در اين بود كه از پس پرده فعاليت مىكند و او به عنوان رهبر حزب به دشوارى مىتواند توليد قدرت نمايد.» سيسمان معتقد است كه فرايند انتقالى كه در سالهاى اخير در مرتز و چپ اسرائيل رخ داده به ميزان زيادى به آريل شارون مرتبط است. وى مىافزايد: «شارون بر شمارى از معيارهاى چپ پايبند بود و اين امر تنشآفرين شد. بيلين معتقد بود كه جناح راست اسرائيل وارد راه صحيح خواهد شد. هنگامى كه شارون نسبت به طرح جداسازى از خود جديت نشان داد، بيلين معتقد بود كه اين عمليات لقمه بزرگتر از دهان شارون مىباشد و اين امر به غزه متوقف نخواهد شد. اين رويكردى بسيار منفى بود. اين فقدان اعتماد به نفس است كه بخشى بزرگ از چپ را فراگرفته است. بيلين تبلور آشكار اين جريان است. اين نيز بخشى از رويكردى است كه چپ در سالهاى گذشته اختيار نموده تا ديگران مسئوليتها را به دوش بكشند. اين فرار از مسئوليت پذيرى است.» سيسمان مىگويد كه شرايط براى بيلين مناسب است تا رهبرى چپ را در اقدامات مسالمتآميز به دست گيرد: «اما من مطمئن نيستم كه وى مىتواند اين مبارزه را هدايت كند.» وى مىافزايد كه بيلين همچنان و به رغم اين مسائل، مرد انديشههاست. ممكن است كه دستگاه سياسى و جناح چپ نسبت به تغييراتى بنيادين غافلگير شود. وى امكان بازگشت به حزب كار را نمىپذيرد و پيش بينى مىكند كه اعضاى كنيست از حزب كار و كاديما به حزب وى يعنى مرتز ملحق شوند. او حزب كار به رهبرى پرتز را «عارى از برنامههاىسياسى و اجتماعى» مىداند. همچنين حزب كار نيز به دليل شراكت دراز مدت با شارون، خود را از بين برده است. به گفته وى، زمان ايجاد چارچوبى جديد با اعضايى از حزب كار و كاديما فرارسيده است.
ابراهام تيروش «١» نيز به موضوع رهبرى پرتز در حزب كار به ويژه پس از وقايع خفت بار جنگ دوم لبنان مىپردازد و از وى مىخواهد از رياست حزب دست بردارد. تيروشگويد پرتز بى دليل به رهبرى حزب رسيد و تمامى كسانى كه رؤياى رياست حزب را در سر داشتند، و در صدر اين