جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٠١
توجيه كرده، وانمود مىكرد كه اين رژيم به دنبال اجراى قطعنامههاى بينالمللى از جمله ١٥٥٩ مىباشد، در حالى كه اسراييل به دنبال دفاع از طمعورزىها و اقدامات اشغالى خود بود؛ امّا عملًا اين روشها و بهانهها در كشتار دوم قانا، شياح و ديگر مناطق رسوا شد و به تدريج تبليغات اسراييل موقعيت خود را از دست داد و بيشتر اسراييلىها به جاى اعتماد به رسانههاى رسمى اسراييل به رسانههاى مقاومت اعتماد پيدا كردند.
به اين ترتيب جنگ ژوئيه نشان داد كه اسراييل نمىخواهد از تجارب خود درس بگيرد و نمىخواهد بفهمد كه هيمنه اين رژيم و پافشارى جنونآميز در به كار بردن خشونت براى از بين بردن بيدارى طرف مقابل و درهم كوبيدن مقاومت مردمى و تحميل قدرت بازدارندگى نيز حد و مرزى دارد. امّا خيلى زود براى آن آشكار شد كه خشونت، همانا خشونت و افزايش اراده مبارزه و پايدارى طرف مقابل را در پى خواهد داشت، به گونهاى كه در اندك زمان شش ساله گذشته كيان رژيم صهيونيستى از محلى امن براى يهوديان به مكانى تبديل شده كه بيش از هر جاى ديگر جهان، يهوديان در آن كشته مىشوند؛ به همين دليل اسراييل با دو عقده روانى متضاد به سر مىبرد: عقده هيمنه و برترى و عقده ترس از دست دادن وجود و بقا و فقدان قدرت بازدارندگى.
در همين زمينه آليكس فيشمان نويسنده اسراييلى مىگويد:
ما در بنت جبيل و مارون الراس به خاورميانه قديم برگشتيم؛ در آنجا آشكار شد كه نه فقط عمليات زمينى نقش خود را كامل نكرد، بلكه جنگ بدون آن پايان نمىپذيرد ...
جنگ لبنان ضربهاى به ارتش اسراييل وارد كرد كه اين ارتش هم اكنون به دنبال تغيير ساختار خود مىباشد.
اسراييل در روز بعد از توقف جنگ با يك وضع پيچيده نظامى بى سابقه در مدت كوتاه تاريخ حيات خويش دست به گريبان شد. اين رژيم در گذشته على رغم دستيابى به پيروزى در اكثر جنگها، خسارات بزرگى نيز تحمّل كرده بود و از آنجايى كه در سال ١٩٥٦ با فشارهاى بينالمللى مجبور به عقبنشينى شد، به اين فكر افتاد كه راه حل نهايى فقط به اتكا و اعتماد به نيروهاى خود حاصل مىشود.
همچنين در سال ١٩٦٧ على رغم شكست بيشتر كشورهاى عربى، عزم تسليم نهايى و تحقق دكترين بيدارى ستيزى حاصل نشد تا اينكه در جنگ ١٩٧٣ و جنگ ١٩٨٢ با ايجاد