جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٩٥
«سل» مىگويد:
اسراييل بايد به فكر منافع خود باشد نه منافع امريكا؛ اسراييل بايد آماده صلح باشد و روى مسايلى كه براى سوريه مهم است زياد پافشارى نكنند، و از فكر توطئه براى ايجاد تفرقه بين سوريه و ايران دست بردارد.
سل مىافزايد: وليد معلم وزير خارجه سوريه اعلام داشته كه از زمان شروع گفتگوها ٩٠ درصد اختلافات ميان سوريه و اسراييل حل شده، بنابراين مشكل با سوريه خيلى كمتر و سادهتر از مشكل با فلسطين است. در عين حال سل شك دارد كه دولت اولمرت قدرت و جرأت و ثبات كافى براى صلح با سوريه را داشته باشد، با اين توصيف او مىگويد:
حقيقت اين است كه اسراييل يا بايد به خاور ميانه بپيوندد و يا در پشت ديوارهاى نفرت، حسرت بخورد ... همه اعراب، جهان عرب و سوريه تمايل به صلح دارند، امّا اسراييل مانند دوران سال ١٩٤٨ حالت كاملًا دفاعى به خود گرفته است.
«سل» با توجه به نتايج جنگ عراق و لبنان مىگويد: قدرت بازدارندگى امريكا و اسراييل آسيبديده و فرو ريخته است. امّا دچار بحران رهبرى و فاقد اعتبار اخلاقى است. اسراييل از حملات موشكى و جنگ نامتقارن و ناهمطراز يعنى جنگهاى چريكى شديداً رنج مىبرد، و همه اين موارد نشان مىدهد محيط استراتژيك اسراييل در منطقه تغيير اساسى پيدا كرده است.
پاتريك سل مىافزايد: او از اسراييلىها مىخواهد نسبت به تحولات محيط اطراف خود، توجه جدى بكنند، زيرا عرب امروز نسبت به گذشته از فرهنگ، ثروت، تسليحات و پيشرفت بيشترى برخوردار شده است، از طرف ديگر، اسلام راديكال نيز رو به رشد مىباشد. همچنين، چهره مثبت اسراييل در سالهاى اخير، مخدوش گشته، حتى در اروپا و بعضى از بخشهاى امريكا. او ادامه مىدهد: ايجاد ديوار حايل، زندانى كردن هزاران فلسطينى، كشتارهاى زياد، تخريب منازل، و وضعيت سخت و نابسامان مناطق اشغالى، همگى شعله آتش را برافروختهتر مىكند و داشتن يك چهره مثبت خيلى اهميت دارد، زيرا اگر اسراييل با داشتن چهرهاى پست و فرومايه دچار مشكلى گردد، ديگران در كمك به آن ترديد خواهند كرد.