جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٨٩
رهبرى مواجهاند. همه بر اين باور هستند كه شارون به عنوان آخرين ابرمرد نسل بنيانگذاران اسراييل از زمان بن گوريون، موشه دايان، آلون و اسحاق رابين به شمار مىرود. درباره شيمون پرز هنوز هم اسراييلىها فكر مىكنند اگر چه او از يك ذكاوت سياسى روشنفكرى برخوردار است، فردى بداقبال و بدشانس است. «١» «آلوف بن» نويسنده اسراييلى، با طرح بيست سؤال در روزنامه هاآرتص به تاريخ ١٥/ ٨/ ٢٠٠٦، وحشت و پريشانى اسراييلىها را به دليل فقدان رهبرى شايسته و توانمند به تفصيل بيان مىكند. اين وضعيت در واقع بخشى از دلواپسىها و شك و ترديدى است كه افكار عمومى اسراييل به دليل بى اعتمادى به مقامات سياسى و نظامى به آن دچار شده است. اسراييل در دوره جهانى شدن و دوره غرق در لذت، فساد اخلاقى و مالى با اسراييل سال ١٩٦٧ كاملًا تفاوت دارد، در آن سال قله صعود و عظمت در برابر اكثريت اعراب غير فعال شكل گرفت. سؤالات «آلوف بن» به شرح زير است:
١. چرا و چگونه، اولمرت در واكنش به حمله حزب الله و ربودن دو سرباز اسراييلى در نزديكى زرعيت در دوازدهم ژوئيه، تصميم به جنگ عليه لبنان گرفت؟ قبل از ارائه اين تصميم به هيئت دولت براى كسب موافقت، چه كسانى شركاى او در اين تصميم بودند و چه ارزيابىهايى انجام گرفت؟
٢. آيا درباره امكان انجام گفتگو به منظور مبادله افراد ربوده شده با زندانيان در اسراييل، همان گونه كه سيد حسن نصرالله نيز اعلام كرده بود، بررسى لازم انجام شده بود- كه قاعدتاً بعد از پايان جنگ چنين خواهد شد-؟ آيا برآورد شده بود كه اقدامات ارتش، حزب الله را براى آزاد كردن افراد ربوده شده بدون هيچ مبادلهاى در تنگنا قرار خواهد داد؟
٣. چرا به جاى اين اقدامات، مراسم جشنى كه سيد حسن نصرالله در آن سخنرانى مىكرد بمبباران هوايى نشد؟
٤. چرا در جلسه هيأت وزيران، با سؤال معاون نخست وزير، شيمون پرز، درباره آينده اين عمليات غير مسئولانه برخورد شد؟