جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٨٢
او مىافزايد، كنارهگيرى حاميم رامون از فعاليتهاى سياسى به دليل فساد اخلاقى موجب تضعيف حزب كاديما و مخصوصاً اولمرت شد.
بنابراين، از سال ١٩٦٧ تاكنون اسراييل خود را با يك بىبرنامگى سياسى و فقدان راهبردى مشخص مواجه مىبيند. اولمرت در روز دهم جنگ اعلام كرد كه جنگ اجراى نقشه «تجميع» «١» را آسانتر خواهد كرد. (يعنى عقبنشينى يك جانبه از بخشهايى از كرانه باخترى و يك پارچه كردن بخشهايى كه اسراييل در صدد الحاق آنها به اسراييل در قالب شهركهاى يهودى نشين مىباشد و تعيين خط مرزى اسراييل بدون هماهنگى فلسطينىها)، اما خيلى زود از اين سخن خود و نقشه يك جانبهاش عقبنشينى كرد. اين عقبنشينى يكى از نتايج مستقيم سياسى جنگ به شمار مىرود و تأثير دراز مدتى نيز در قضيه فلسطين خواهد داشت.
در واقع به كار بردن واژه «طرح سياسى» براى نقشه «تجميع» يك نامگذارى مجازى است، زيرا اين نقشه طرحى براى فيصله دادن جنگ يا سازش نيست، بلكه تدابيرى نظامى و امنيتى است براى ادامه درگيرى به نفع دولت عبرى؛ در حالى كه اسراييل طرحهاى يك جانبه خود را براى فرار از گفتگو و سازش مورد توافق آماده كرده بود. با اعلام عقبنشينى از سوى اولمرت حتى از نقشه «تجميع»، معلوم شد كه هيچ راهكار سياسى براى حل بحران نه از سوى اسراييل و نه از سوى جامعه بينالمللى وجود ندارد.
واضح است كه گرايش سياسى اسراييل به اقدامات يك جانبه در سال ٢٠٠٠ پىريزى شد، زيرا در همين موقع ايهود باراك گفتگو با سوريه را قطع و بدون هيچ توافقى به دليل حملات پى در پى مقاومت، تصميم به عقبنشينى گرفت. تصميم آريل شارون در سال ٢٠٠٥ مبنى بر عقبنشينى يك جانبه از غزه نيز به منزله عدم رضايت اسراييل از روند به ظاهر گفتگو و سازش بود.
نقشه قطع ارتباط غزه در واقع اصول اساسى نقشه «تجميع» را در بردارد، مخصوصاً بندهاى مربوط به كرانه باخترى كه بر اساس آن حدود نيمى از كرانه باخترى را اسراييل در اشغال