جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٧٢
«انديشيدن به اين نوع توزيع سياسى جديد در زمانى كه اسرائيل با بحران جدى و خطرناك روبروست، اسفبار است؛ بحرانى كه در نتيجه پيروزى داده شده به حزب الله از سوى دولت اولمرت پديدار شده است. به طورى كه در سالهاى گذشته بسيارى در جهان عرب مىگفتند كه حزب الله كه توانست اسرائيل را به واسطه تصميم گيرىهاى اولمرت شكست دهد، مىتواند در دراز مدت نيز جايگاهى مناسب و اسرائيل ستيز پيدا كند و اين خطرى بزرگ است.» در مورد رويارويى با بحران قدرت در اسرائيل كه ما پس از جنگ لبنان با آن مواجه هستيم، جدعون ليوى «١» پيشنهاد مىكند باراك به قدرت برگردد. تحليل اين نويسنده اسرائيلى چنين است: به پيرامون خود نگاه كنيد. چهار نامزد واقعى براى سمت نخست وزيرى آينده در پيش روى شما قرار دارند كه عبارتند از: ايهود اولمرت، بنيامين نتانياهو، عامى ايالون و ايهود باراك. به غير از اين چهار تن ديگران شانس پيروزى ندارند. از بين اينها چگونه انتخاب كنيم؟ معيار قطعى كه شايسته است در شرايط كنونى بر اساس آن به بررسى چهار نامزد بپردازيم، معيار شجاعت و توان تصميمگيرىهاى جسورانه است.
ليوى مىافزايد: همه بر سر مسائل و موضوعات به نسبت ثانوى، يعنى فساد، اقتصاد، ايران و سيستم حكومت بحث مىكنند و درجا مىزنند. هرچند همه به خوبى مىدانند كه چه بايد بكنند تا خون اشغالگرى و ددمنشى كه جلوى چشمان اين رژيم قرار گرفته، كنار زده شود.
در نتيجه مهمترين مسأله اين است كه ببينيم چه كسى از شجاعت برخوردار است تا دست به آتش ببرد ... تنها كسى كه از ميان چهار تن از شجاعت نسبى برخوردار است، ايهود باراك مىباشد. بازگشت وى به عرصه سياسى نيز خبرى خوش، روحبخش و اميدواركننده است كه اعلام رسمى بازگشت وى نشانهاى بر همين امر مىباشد.
اسرائيل هرگز با وضعيتى كه امروز با آن روبروست، مواجه نبوده است. يعنى گم كردن آسان راه در هر موضوعى و افكار عمومى بىتفاوت نسبت به هر معضلى. سومين مسأله رهبرى سستى كه حتى به فكر تغيير و تحول نيست و مسأله ديگر حقايق داخلى و خارجى كه خطرناكتر از همه مىباشد. بنابر اين اكنون بايد تمامى مسائل ديگر را كنار بگذاريم.
ليوى مىگويد: هرچند در روزهاى عادى شايسته است كه به بررسى رهبر و رئيس بر اساس