جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٣٣
اندازه كافى براى ايجاد امنيت فراگير در سطح عالى در جنوب حضور داشتند. اما درخواست استقرار شمار زيادى از نيروهاىارتش در اين مناطق سخن حقى بود كه به واسطه آن هدفى باطل دنبال مىشد و اين هدف «بيرون راندن لبنان از دايره نزاع با دشمن صهيونيستى و در نهايت حمايت از مرزهاى اسرائيل بود.»! باقى ماندن مزارع شبعا و تپههاى كفرشو با در دست اشغالگران صهيونيست، درها را بر روى اين تلاشها بست و اين ادعا را كه مىتوان مزارع شبعا را از راههاى ديپلماتيك بازپس گرفت، باطل نمود. همچنين مسأله اسراى لبنانى در بند رژيم صهيونيستى و مسأله نقشه ميدانهاى مين در جنوب كه حاوى صدها هزار مين خنثى نشده است، و دسيسه براى اسكان پناهندگان فلسطينى در لبنان، از ديگر مسائلى بودند كه بدون راه حل باقى ماندند.
بى ترديد ريشه اصرار حزب الله براى نگه داشتن سلاح خود به اين باور بنيادين بازگردد كه اين حزب به خوبى مىداند تنها قدرتى است كه در برابر تجاوزها و اهداف استعمارطلبانه اسرائيل قادر به حمايت از اراضى لبنان و لبنانىهاى ساكن جنوب است. رهبران اين حزب بارها از اين سلاح دفاع و تاكيد نمودهاند كه تنها هدف اين سلاح دشمن صهيونيستى است و همچون گذشته اين سلاح هرگز در جهت مسائل ناچيز داخلى به كار گرفته نخواهد شد. اين رويه برخلاف رويه ديگر شبه نظاميان لبنانى است كه كشور را به هلاكت كشانده و سرزمين خود را به دليل ورود به نزاع براى سهم خواهى و اختصاص سهم بيشتر قدرت و اموال به خود، دچار فرسايش نمودهاند. همچنانكه تربيت رزمندگان اين حزب تنها بر اساس اين اصل صورت مىگيرد كه اين سلاح- به تعبير سيد مقاومت، سيد حسن نصرالله- ناموس و شرف به شمار مىرود. به ويژه اينكه مردم جنوب از جنايات صهيونيستها از دهه چهلم قرن بيست ميلادى تا ظهور حزب الله در آغازين سالهاى دهه هشتاد تلخترين تجربهها را به ياد دارند.
بدين ترتيب رهبران مقاومت اسلامى در راستاى به كرسى نشاندن اين انديشه تلاش كردهاند كه سخن از خلع سلاح حزب الله تنها پس از عقبنشينى كامل و هميشگى اسرائيل از اراضى لبنان و تعيين استراتژى دفاعى قابل قبول و عمليات دفاع از جنوب لبنان و اهالى آن امكان پذير است.
معاون دبير كل حزب الله شيخ نعيم قاسم در گفتگو با فايننشال تايمز در پايان مارس ٢٠٠٥ در اين رابطه چنين اظهار مىنمايد: «در صورتيكه اسرائيل از مزارع شبعاى مرزى و مورد نزاع