جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٣٦
انديشهاى پوسيده است، چراكه مانند آنچه در فلسطين، لبنان و مقاومت رخ مىدهد، غير نظاميان را نيز وارد جنگ مىكند و اين امر موجب مىشود احساس ترس آنان به احساس انتقام جويى از اسرائيل و ارتش اين كشور تبديل شود. بارئيل عملياتهاى نمايشى شكست خورده، همچون عمليات كوماندوها در بعلبك را كه در اثناى جنگ و با شعار «وارد هر مقرى كه بخواهيم، مىشويم.» به سخره مىگيرد. وى مىگويد هنگامى كه جنگ، بدون تمايز در جريان است، بازدارندگى مفهوم حقيقى خود را از دست مىدهد و چنين جنگى در بهترين احتمالها تنها به موازنه وحشت منجر مىگردد.
آرييلا رينگل هوفمن «١» در مقالهاى با عنوان «ارتش، يك حرفه است» مىنويسد: بر اساس گزارشهاى رسيده، ارتش اسرائيل دچار ضعف حرفهاى، سهلانگارى، فساد و تنبلى شده و نهاد نظامى را به تمسخر مىگيرد ... مجموعهاى از فرماندهان ناكارآمد تيپها به فاجعهاى ملى تبديل شدهاند. عمير ربابورت «٢» با عنوان «ارواح خبيث در ارتش» مىنويسد: هرچه از آتش بس بيشتر مىگذرد، آشكار مىگردد كه هيچ يك از فرماندهان ارتش حاضر نيستند مسئوليت كوتاهىهاى جنگ را به عهده بگيرند. ارتش به جاىهوشيارى، سرگرم گريه و زارى و عقده گشايى است. ارواح خبيث در تمام سطوح فرماندهى رسوخ كردهاند.» سخن هوفمن به شكل اساسى متوجه روابط به شدت تنش آفرين ميان فرماندهان عاليرتبهاى چون دان حالوتس و اودى آدام و گال هرش و موشه كابلنسكى مىباشد.
رون طيرا، «٣» تحليلگر اسرائيلى، اسرائيل را در جنگ لبنان شكست خورده ارزيابى كند، چراكه برنامه، تجهيزات و فرضيههاى اصلى اسرائيل كهنه و فرسوده شده بودند و براى اين وضعيت جديد مناسب نبودند. وى مىگويد: «فهرست ناكامىهايى كه در جنگ لبنان آشكار شد، واقعاً فهرستى بلند است. اما اساس شكست در اين نبرد به تصورات باطل اسرائيل از توان نظامى و نحوه به كارگيرى آن برمىگردد ... مشخص گرديد كه آموزش نيروها و تخصيص منابع و پشتيبانىها بر دو حلقه (درونى و حلقه دوم) متمركز شده بودند. شمارى از لشكرها و برنامههاى تسليحاتى از كار افتادند. نيروى احتياط در راستاى شروع جنگ و در حلقه اول آموزش داده شدند.» در گزارش