جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٨٩
خوجى مىافزايد:
گفتگوى با سوريه به لبنان نيز امكان مىدهد تا براى نيل به صلح، به روند گفتگو بپيوندد و در صورت تقويت بيروت با فراهم شدن شرايط مىتواند با حزب الله مقابله كند، به اين ترتيب، اسراييل شركاى مهم و جديدى پيدا خواهد كرد، هم چنين صلح با سوريه اين كشور را از حمايت گروههاى فلسطينى مانند جهاد اسلامى براى ضربه زدن به ما، در عرصه فلسطين بازمىدارد و ديگر نيازى به اين كار نمىبيند، و نيز سوريه را از كشور دينى ايران دور كرده و به جايگاه واقعى خود، يعنى جمهورى عربى معتدل برمىگرداند. اگرچه در داخل اسراييل اشتياق فراوانى در حمله به سوريه به چشم مىخورد، اما نبايد فراموش كنيم، سوريه نظامى سكولار دارد كه در رأس اين نظام يك دولت مقتدر علوى قرار داشته و براى اسراييل يك ذخيره محسوب مىشود، در غير اين صورت يك نظام اسلامى تندرو جايگزين آن خواهد شد. بالاخره اينكه وى سخنان خود را اين گونه پايان مىدهد: الآن بهترين و مناسبترين زمانى است كه سيد حسن نصرالله را از پشت سر بگيريم و بهترين عمليات راهبردى را كه فراتر از هر تحرك و اقدامى است اجرا كنيم و بگوييم، خندان كسى است كه آخر از همه بخندد.
در همين راستا، كميته بيكر- هاميلتون «١» كه به دستور رئيس جمهور امريكا به تحقيق درباره سياستهاى اين كشور در عراق پرداخته، فراتر از موضوع عراق رفته و توصيههايى درباره سوريه، ايران و اسراييل به جورج بوش ارائه كرده است. اين كميته روند مسالمتآميز ميان اسراييل و فلسطين را توصيه مىكند و درباره سوريه و ايران نيز تاكيد دارد كه بايد به دنبال امكان برقرارى تماسهايى با اين دو كشور بود، البته كميته موضوع ارتباط غير مستقيم را مطرح ساخته و يك قدرت مانور را براى رئيس جمهور در نظر گرفته است.
كاملًا روشن است، با توجه به گيركردن امريكايىها در باتلاق عراق، آنها به دنبال انجام گفتگو و دستيابى به يك «توافق» مانند پيشنهاد اولمرت هستند و نيز به دنبال تشكيل محور «كشورهاى عربى معتدل» و آغاز گفتگوى آنها با اسراييل مىباشند. هم چنين اين كميته توصيه مىكند كه