جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٢٥
شكست به شمار مىرود. اين دست كم برداشتى است كه در جهان عرب شكل گرفته و مهم است.» وى مىافزايد: حملهكه از مهمترين هدفهايش «تأكيد مجدد برتوان بازدارندگى اسرائيل» بود به طور كامل از اين بعد شكست خورد. چراكه باور حاكم بر جهان عرب [تا پيش از اين جنگ] مبنى بر اينكه هيچ ائتلاف مسلحانهاى نمىتواند به اسرائيل ضربه بزند، متزلزل شد.» مركز مطالعات استراتژيك و بينالمللى واشنگتن به همين مناسبت همايشى تحليلى برگزار كرد كه در آن مشاور امنيت ملى رئيس جمهور سابق امريكا، برژينسكى حضور يافت. وى گفت «فهم آنچه كه اسرائيل در عمليات نظامى خود در لبنان به دنبال آن بود بسيار سخت است.
اسرائيل تكرار مىكند به دنبال دوركردن نيروهاى حزب الله تا رود ليتانى مىباشد، اما تا زمان دستيابى به آتش بس، نمىتواند از شروع دوباره حملات حزب الله جلوگيرى كند؛ همچنان كه اين حزب سربازان اسرائيلى را نيز آزاد نكرد مگر زمانى كه آنها را با اسراى لبنانى مبادله نمود.» اين تحليلگر امريكايى در همايش يادشده مىافزايد: «امريكا براى اجراى قطعنامه ١٥٥٩ اعمال فشار مىكند، اما در همين حال از اجراى قطعنامه ٢٤٢ چشمپوشى مىكند!» شمارى از استراتژيستهاى عرب معتقدند كه جنگ لبنان محدود بودن توان نظامى اسرائيل را به اثبات رسانيد و نتايج اين جنگ شدت نابسامانى امنيت ملى اسرائيل را نشان داد.
ارتش اسرائيل در جنگهاى پيشين، نبرد را به سرزمين حريف هدايت مىكرد، اما در جنگ اخير نتوانست عمق غيرنظامى خود را كه در طول سى و سه روز مورد اصابت بمباران مستمر و شديد موشكى بود، مورد حمايت قرار دهد. براى اولين بار در تاريخ اسرائيل محور تل آويو- قدس كه از تراكم جمعيتى بالايى برخوردار است، در معرض بمباران پرحجم قرار مىگيرد.
همان چيزى كه در خِرد امنيتى اسرائيل از خطوط به كلى قرمز به شمار مىرود.
همچنين اين جنگ توانست اين حقيقت را به اثبات برساند كه سرنوشت جنگ را نمىتوان با نيروى هوايى رقم زد. به عبارت ديگر ارتش اسرائيل بخش مهمى از توان بنيادين استراتژيك خود را از دست داده است.
عاموس هرئيل در هاآرتص «١» مىنويسد كه نگاه ارتش پس از اين جنگ، به شدت بدبينانه شده است.
چون اقدامات اخير ارتش در دو جبهه لبنان و غزه شمار زيادى از مسائل را بىنتيجه باقى گذاشت.