جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٢٩
براى استقرار فعال در جنوب مىتواند قدرت نظامى حزب الله را از بين ببرد. اين امر هرگز با اقدامات نظامى از سوى نيروهاى اسرائيل محقق نخواهد شد.» وى تأكيد مىكند: «ناكامىهاى دولت اسرائيل، نيروهاى ارتش اسرائيل و نبود درايت و دورانديشى در آنان پيام ضعف و شكنندگى را براى بسيارى از كشورهايى ارسال خواهد كرد كه بيش از آنكه هزينههاى جنگ را مدّ نظر قرار دهند، تمام اهتمام خود را صرف انتقامگيرى، خشم و مبارزه با توجه به دين مىكنند.» كوردسمان در پايان چنين مىگويد: «طرح جنگ بدون برنامه ريزى آشكار و واقع بينانه براى پايان دادن به نزاع ممكن است به آسانى مقدمهاى خطرناك براى تحقق صلح شكست خورده بشود.» «١» اسرائيلىها نيز در پى آشكار شدن ناتوانىها و برآورده نشدن آرزوها و اميدهايشان در جنگ اخير، سوالهاى زيادى را در خصوص تصميمات نخست وزير اسرائيل، ايهود اولمرت و وزير دفاع در خصوص شروع جنگ مطرح ساختند. اگر اسرا قرار است سرانجام با انجام مذاكرات حتمى آزاد شوند، پس اين جنگ و خسارتهاى جنگ براى چيست؟!! آلوف بن، در هاآرتص در يادداشتى مىنويسد: «تصميم به انجام عمليات گسترده نظامى در لبنان در پاسخ به ربوده شدن سربازان اسرائيلى در نزديكى شهرك زرعيت به تاريخ ١٢/ ٧/ ٢٠٠٦ تصميمى بود كه با شتابزدگى و خفت فراوانى اتخاذ شد ... چون تصميمگيران پس از گذشت دو هفته و نيم از اسارت سرباز اسرائيلى در غزه زير فشار بودند.». وى مىافزايد: «آشكار است كه پاسخ سريع اولمرت و پرتز از دولتى تازهكار برمىآمد كه مجبور است توانايىهاى خود را اثبات كند. همچنين اين مقامات غير نظامى كه در رأس دولت قرار داشتند، مىخواستند خود را كمتر از ژنرالها نشان ندهند.
آشكار است كه ربايش سربازان در لبنان، پس از ربودن در غزه اين معنا را مىدهد كه دولت اسرائيل ابهت و قدرت بازدارندگى خود را متوقف مىسازد. اما تبديل اين پاسخ به جنگ فراگير را نمىتوان اينگونه تفسير كرد. چراكه به نظر قوىتر، هنگامى كه مسئولان امر دريافتند كه لحظه و زمان مناسب- در منطقه و عرصه بينالملل- براى انجام عمليات راهبردى بر ضد حزب الله فراهم شده، اين جنگ فراگير را شروع كردند. اين جنگ پس از انجام رايزنى با امريكا و انتقال ديدگاههاى اعراب مبنى بر تأييد حمله به مقاومت و حزب الله از سوى امريكا [به مقامات اسرائيلى]