جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٦١
نقص و ايراد بود. چراكه يك تيپ كامل كه شمار سربازانش ٩٠٠ تن مىباشد، به سه گردان تقسيم شده بود كه شبانه حركت كردند و سربازان گردانها و گروهانها بايكديگر قاطى شدند.
در پايان شايسته است كه اهميت استعفاهاى پى در پى به ويژه در سطح فرماندهى نظامى را مورد توجه قرار دهيم. اين استعفاها راه را براى ديگران نيز باز كرد تا استفعا دهند. اين نشانگر وجود بحرانى ژرف و داخلى در اسرائيل است. روزنامه الحياة «١» مىنويسد كه براى اولين بار در تاريخ اسرائيل، فرماندهان نظامى و سياسى اسرائيل زير فشار قرار مىگيرند تا استعفا دهند.
پيش از اين برخىاز فرماندهان سياسى و نظامى به دليل فساد مالى يا كوتاهى در انجام وظايف خود مجبور به استعفا و ترك پستهاى خود شده بودند. اما اينكه سران مهم سياسى و در همين زمان فرماندهان مهم نظامى نيز مجبور به استعفا شوند، در حيات سياسى اسرائيل امرى جديد است. اين رويداد نشانه اين است كه نخبههاى نظامى و سياسى همچون زمان برپايى اسرائيل كارآيى ندارند و اين امر چهره دو نهاد نظامى و سياسى را در ميان افكار عمومى اسرائيل چه در داخل و چه خارج از آن مخدوش مىسازد.
فقط استعفاى دان حالوتس پس از چهل سال خدمت نظامى در ارتش نبود كه رخ مىداد، بلكه پس از آن استعفاى فرمانده لشكر ٩١، سرتيپ غال هيرش، نيز رخ داد. به دليل اهمال و بىتوجهىاش، دو سرباز عضو اين لشكر ربوده شدند. اين استعفا زمانى رخ داد كه افسر احتياط دورون الموغ كه مسؤول تحقيق درباره اسارت دو سرباز شده بود، گزارش خود را منتشر ساخت و در اين گزارش خواستار استعفاى فرمانده لشكر ٩١ شده بود. گفتنى است كه تنها دو هفته از فرماندهى وى بر تيپ طرح و برنامه راهبردى در فرماندهى كل ارتش مىگذشت. بر اساس گزارش «آلموغ» در صورت عبرتگيرى سرتيپ نامبرده از عمليات اسيرگيرى كه در اكتبر ٢٠٠٠ در مزارع شبعا رخ داد، وى مىتوانست مانع اسارت اين دو سرباز شود. هيرش به دليل مسئوليتش در برابر شكستى كه نيروهاى اسرائيلى در اين جنگ متحمل شدند و بر اثر آن ١٦٢ كشته از جمله ٤٢ غيرنظامى برجاى ماند، در طول اين جنگ در برابر موجى از انتقادات قرار گرفت.
استعفاى هيرش، دو هفته پس از استعفاى فرمانده منطقه شمال سرتيپ اودى آدام رخ داد.
وى نيز متهم بود كه به دليل عدم به كارگيرى نيروى زمينى در آغاز اين جنگ و بسنده كردن به