جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٢٨
اشتباه سرنوشت ساز اولمرت اين بود كه پيش از كسب اطمينان از توانايى ارتش در تحقق اهداف، اقدام به آغاز جنگى فراگير و گسترده نمود. اولمرت از درى وارد شد كه باراك و شارون حاضر به ورود از آن نشدند و اكنون مىبينيم كه ارتش با اعزام نيروها براى عمليات گسترده زمينى به دنبال بهبود موقعيت خويش است و اولمرت نيز چارهاى جز دنباله روى از ارتش ندارد.
حتى اگر ارتش و گامهاى آن موفقيت آميز و در نهايت امر، اين گامها اثربخش باشند، لازم است كه دولت و ارتش، پس از اين جنگ، به ايجاد آمادگى جدى و فورى براى رويارويى با تهديدات تروريستى و «هسته اى» در حال شكل گيرى اقدام نمايند.
زئيف شترنهيل «١» در مقالهاى با عنوان «شكست خوردهترين جنگها» مىنويسد كه هيچ جريانى بدون پوشش ايدئولوژيك نمىتواند دوام بياورد. هنگامى اين مسأله رخ داد كه عمليات نظامى شكست خورده به سطح جنگ بر سر وجود- جنگى كه گريزى از آن نبود- ارتقا يافت.
همگان دريافتند كه براى حجم ويرانىها و كشتار غيرنظاميان بى گناه كه در لبنان به وجود آوردهاند و نيز براى كشتهها و زخمىهاى اسرائيلى بايد نام جنگ بر سر وجود را ابداع نمايند (ديگر در اينجا از پرداختن به مسأله آسيب ديدن كل منطقه غيرنظامى شمال از حملات دشمن و به سربردن يك سوم ساكنان در پناهگاهها با شرايطى بسيار شرمآور خوددارى مىشود.). جنگى كه ماهيتى طولانى و جانكاه دارد.
اين گونه حمله و يورش كه براى مجازات جمعى، با شتابزدگى و سبكسرى و بدون بررسى قبلى و بر اساس ارزيابىهاى سخيفانه- از جمله وعدههاى نظامى كه ارتش توان انجام آن را نداشت- شروع شد، به جنگ حيات و يا مرگ مبدل گرديد و بيشتر به گشت و شناسايى شبيه بود تا يك جنگ. در مطبوعات مقايسههاى رسواگرانهاى بين اين جنگ و اقدامات نازيستها شروع شد و باعث گرديد خون قربانيان يهودى اين فاجعه به يك نمايش كمدى مبدل گردد. طراح اين عمليات شكست خورده در اين جريان از ديگران پيشى گرفت. وى با سخنان چرچيل گونه، مردم را به خون و اشك وعده داد تا ناكامىهايش را بپوشاند. وقاحت و بى شرمى نيز اندازهاى دارد. البته بايد گفت كه سخنگويان دولت- از جمله يتسحاق هرتسوغ (از وزراى كابينه) و نتانياهو و سخنگوى ارتش- اقدام به انجام اين تبليغات پوچ و پوشالى نمودند.