جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٥٢
اسرائيل افزايش يابد. شايد بتوان براى ايجاد تنگناى سياسى براى ايران، از اين بيم و نگرانى استفاده نمود و در اين صورت مىتوان پيش بينى كرد كه اين كشور در مذاكرات هستهاى، از خود نرمى بيشترى نشان دهد. بر همين اساس، شايد ديدار غيرمنتظره مسئول پرونده هستهاى ايران از دمشق،- على لاريجانى- بيشتر قابل فهم باشد. اين تحليل بايد چراغ قرمزى را براى اسرائيل روشن كند. يعنى كه اسرائيل بايد بررسى كند آيا ايران به سوريه قول همكارى و كمك هستهاى را در صورت دستيابى خود به اين توان، داده است؟ بايد براى اين مسأله نيز آمادگى داشته باشيم.
عوزى برعام «١» از ديگر اعضاى كنيست نيز مىنويسد: جنگ لبنان، تنها توانست وضعيت ژئو استراتژيك اين كشور را به طور محدود ترسيم كند. به طورى كه حكومتى كوچك دمكراتيك و از بعد نظامى نيرومند و پيشرفته (از نظر اقتصادى) در برابر جهان عربِ دشمن خود قرار گرفته است. جهان عرب احساس مىكند كه تمدن غرب به آنان ضربه زده است و نيز وجود اسرائيل در قلب جهان عرب براى آنان زيان آور است. حضور اسرائيل براى آنان بسيار ناخوشايند است و اين امر باعث مىشود توان نظامى، ايمان و انگيزهاش بالاتر برود.
وى مىافزايد: در حقيقت جهان عرب متحد نيست، اما افكارعمومى اعراب در اردن، لبنان، عربستان، سوريه و مصر در خصوص رويكرد آمريكا، يك دست است. آنان همگى بر اين نظرند كه همه در برابر اسرائيل و فراتر از آن در برابر تهديد امريكا، يك سرنوشت را دارند. در مورد آينده اسرائيل به عنوان حكومتى يهودى در قلب جهان عرب اسرائيلستيز، داستانى ترديدآميز و پرخطر وجود دارد. چپها در اسرائيل تلاش مىكنند در كنار اسرائيل، حكومت فلسطينى برپا شود و البته اين تنها براى حفظ منافع اسرائيل است. آنان دانند كه براى دور كردن بمب منطقهاى بايد با فلسطينىها صلح نمود. فرضيه اصلى آنان همچنان بر اين اساس است كه چنين صلحى منجر به روابط ديپلماتيك اسرائيل با كشورهاى خليج فارس، عربستان و كشورهاى مغرب عربى خواهد شد و چه بسا كه پيمان صلح با سوريه نيز به دنبال آن محقق شود. آنان فهميدهاند كه براى تحقق چنين صلحى شايسته است به مرزهاى ١٩٦٧ بازگردند و براى موضوع قدس راهكارى بينديشند و هرگز با حق بازگشت موافقت نكنند. اما فشار شهركنشينان و سوء استفاده عاطفى كه از سوى آنان نسبت به افكار عمومى استفاده شد، كارساز بود. سياستمداران از هر طيف