جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٩٦
رژيم صهيونيستى با انجام اقدامات نادرست خود در جنگ، دچار يك زلزله بزرگ نظامى، سياسى و روحى شد. هر فرد معمولى اسراييلى با نگاه به جنگ ميان ژنرالها و رهبران سياسى حيرت زده مىشود و با ديدن اينكه همه اركان دولت عبرى تحت تحقيق و بازجويى است، بر حيرتش افزوده مىگردد.
وقوع جنگ و آشكار شدن سستى در فرماندهى و حداقل سهل انگارى در اقدامات نيروى زمينى و دريايى موجب شد تا شمار زيادى، تشكيل كميتههاى رسمى تحقيق را مطالبه كنند.
با اعلام توقف اعمال خصمانه، بدون ايجاد هيچ تغيير مادى قابل ملاحظهاى، رهبران سياسى از همگان خواستند تا براى نيل به اهداف مثبت، صبر و خويشتن دارى پيشه كنند، امّا با اقداماتى كه براى تشكيل و استقرار نيروهاى بينالمللى برداشته شد، احساس عمومى در اسراييل اين بود كه گذشت زمان فقط نااميدى را بيشتر مىكند. به اين ترتيب ميان مسئولان قبلى و فعلى اسراييل رد و بدل كردن اتهامات شروع شد. اولمرت دولتهاى سابق را مسئول دانست كه در حفظ آمادگى ارتش و جبهه داخلى و نيز ناديده گرفتن خطر حزب الله اهمال كردهاند. «١» از طرف ديگر جورج بوش، رئيس جمهور امريكا با نا اميدى از مجهز نبودن ارتش اسراييل سخن گفت.
بوش ارتش اسراييل را با اين اطمينان روانه ميدان جنگ كرد كه اين ارتش پرهيمنه و مجهز به پيشرفتهترين سلاحهاى امريكا به زودى كار را يكسره خواهد كرد، يعنى به كار حزب الله در چند روز پايان خواهد داد. او اميدوار بود كه لبنان در يك سينى نقرهاى تقديم هم پيمانان امريكا شود، كارى كه موجب تضعيف ايران مىشود و زمينه را براى تغيير حكومت سوريه فراهم مىكند.
امّا اولمرت خيلى بيشتر از بوش نا اميد بود، زيرا او با وعده ژنرالهاى نيروى هوايى مبنى بر تجهيز ارتش در چند روز، با تكبّر و اعتماد به نفس كامل وارد جنگ شد، امّا خيلى زود او هم مانند ارتش همراه با هدف بازسازىِ قدرت بازدارندگى در باتلاق فرورفت.
جنگ اخير لبنان از نقاط ضعف داخلى اسراييل مانند شكاف طبقاتى و وجود بيشترين ميزان فقر در ميان كشورهاى پيشرفته پرده برداشت. «٢» هم چنين نتايجى را آشكار ساخت كه