جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٧٧
مقاومت حماس در غزه تاكتيكهاى دفاعى حزب الله در استفاده از تونلها و تغيير در موشكهاى ضد زره را به كار مىگيرند.
اين تهديدها و احتمالات، چيزى نيست مگر پژواك زيانهاى اسراييل در برابر مقاومت اسلامى. روزنامه هاآرتص از اين وضعيت اين گونه تعبير مىكند: «اين تنها يك سيلى به صورت اسراييل نيست، بلكه دقيقاً شكستى ويرانگر براى اسراييل به حساب مىآيد.» وقايع جنگ نيز همين موضوع را ثابت مىكند. فرمانده نيروهاى امريكايى در جنگ ويتنام، به موقع شكست فقط كشتههاى دشمن را مىشمرد، ارتش اسراييل نيز به همان وضع دچار شده است.
بزرگترين و قوىترين ارتش خاورميانه، در منطقه بنت جبيل با پنجاه رزمنده حزب الله درگير شد و با گذشت بيش از دو هفته نتوانست آنها را شكست دهد. به اين ترتيب راهى براى فرمانده ارتش باقى نمىماند مگر اينكه بگويد چه تعداد از رزمندگان حزب الله را كشتهاند ... آرى، ارتش آكنده از غرور و نخوت است و دشمن را ناچيز شمرده.
ژنرالها آن قدر به پيروزى نيروى هوايى اعتماد داشتند، كه هيچ گزينهاى را براى بروز شكست پيشبينى نكرده بودند. وقتى كه بعد از يك هفته روشن شد كه از انهدام حزب الله خبرى نيست و به موشكهاى آن نيز آسيب جدى وارد نشده، ارتش اسراييل به تنگنا افتاد و دچار آشفتگى گرديد.
مشكل اصلى ارتش در اجراى نامطلوب وظيفه خود در اين جنگ، جايگاه منطقهاى اسراييل، ژاندارمى منطقه و رابطه آن با فلسطينيان است.
اشتاوبر محقق مركز پژوهشهاى راهبردى اسراييل درباره بحران اسراييل در لبنان مىگويد: «١» زمينه استراتژيك ما دچار تغيير شده، مانند تحقق دستاوردهايى مطابق خواستههاى ايران، بيدارى شيعه، به نتيجه نرسيدن نبرد عراق دوران صدام كه براى ممانعت از نفوذ ايران در منطقه عربى خاورميانه شكل گرفت، فقدان رهبران مقتدر در جهان عرب براى انجام كارهاى بزرگ و هم پيمانى با اسراييل، فقدان دولتهاى قوى به منظور تأمين منافع گروههاى بازيگر. در عراق على رغم اكثريت سنى در منطقه، توازن قوا به نفع شيعيان رقم خورده و شيعيان براى نخستين بار به حكومت رسيدهاند، وضعيتى كه دشمنى ديگران را نيز برانگيخته و با مخالفت كشورهاى سعودى، مصر و اردن روبرو شده است.