جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٧٣
فصل سوم شكست اسراييل: بطلان دكترين بازدارندگى در اوج جنگ اسراييل عليه لبنان و پس از آن كه به وضوح شواهد و قراين سستى، كوتاهى و ناتوانى نظامى- سياسى آشكار شد، جورج بوش، رئيس جمهور امريكا در نيمه اوت ٢٠٠٦ با دستورى محرمانه به دستگاههاى اطلاعاتى خود با زمينهها و تخصصهاى گوناگون، از آنان خواست تا در باره ميزان قدرت، توانايى و ثبات اسراييل، تحقيق و ارزيابى مجددى به عمل آورند. «١» موضوعى كه از نظر واشنگتن از مهمترين عوامل براى برقرارى روابط راهبردى با هر كشورى در جهان به شمار مىرود.
اين تحقيق ابعاد ميزان توان، اوضاع داخلى اسرائيل و توانايى انجام مأموريت آن در زمان جنگ و نيز توان اجرايى ارتش اسرائيل را دربرمىگرفت.
منابع اسراييل با اشاره به اين كه از زمان تشكيل اين رژيم، يعنى ٥٨ سال پيش، چنين كارى از سوى امريكا بى سابقه است، اعلام داشتند، بر اساس دستور رئيس جمهور امريكا زمان انجام اين تحقيق و بررسى حداكثر تا سپتامبر ٢٠٠٦ مىباشد.
دستگاههاى اطلاعاتى امريكا علاوه بر تاكيد بر نتايجى قطعى درباره شكست اسراييل در لبنان اعلام كردند كه اين شكست يا به دليل بروز اشتباهاتى بوده كه با جايگزين كردن نيروى بيشتر مىتوان آن را جبران كرد و يا به دليل عوامل تأثيرگذار داخلى جامعه اسراييل است. با توجه به نتايج اين بررسى، منابع رژيم صهيونيستى بعيد مىدانند كه حكومت اولمرت مدت زيادى دوام بياورد، زيرا در اسراييل هر نخست وزيرى كه اعتماد امريكا را نسبت به خود از دست بدهد، نمىتواند مقام و منصب خويش را حفظ كند؛ مخصوصاً اگر در روابط راهبردى امريكا- اسراييل شكاف و ناسازگارى نيز پديد آيد.