جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٧٠
ارتش اسراييل با بكارگيرى هزاران سرباز و افسر، دهها تانك، زره پوش، و بلدوزر تا پنج روز نتوانست وارد اين منطقه شود. به اين ترتيب مثلث پايدارى پديدار گشت: مارون الرأس، بنت جبيل، و عيترون. همين مثلث پايدارى آدم با تجربهاى مانند شيمون پرز را واداشت تا درباره جنگ اسراييل و لبنان بگويد كه اين، جنگِ مرگ و زندگى است. دبير كل حزب الله، سيد حسن نصرالله درباره اين گفته پرز توضيح مىدهد كه منظور او اين نيست كه مقاومت اسلامى لبنان با ورود به فلسطين و عقب راندن و نابود كردن اسراييل، فلسطين را آزاد خواهد كرد، بلكه معناى سخن او اين است كه اگر پايدارى و مقاومت استثنايى و بىنظير مردم لبنان قرين پيروزى شود؛ زورگويى و توسعهطلبى و غرور، كبر، گزافه گويى و روحيهاى كه اين رژيم بر آن بنا شده، نابود خواهد شد و با از دست دادن روحيه خود، آينده اين رژيم نيز با خطر جدى روبرو مىشود.
آرى، اين همان داستان مرگ و زندگى است كه اسراييل با آسيب ديدن اعتماد به ارتش، حكومت و دولت زيانهاى آن را چشيد، به ويژه اينكه در اسراييل دولت براى ارتش است نه ارتش براى دولت. با احساس اين كه دير يا زود اين ارتش ضعيف و خوار و ناتوان خواهد شد، آن موقع نتايج دشمنى و كينه توزىهاى بيهوده را ملموستر خواهيم ديد كه اگر ضرر آن بيشتر از سودش نباشد، نفعى هم در پى ندارد.
دكتر عزمى بشاره، محقق و نويسنده، «١» در توصيف واقعيت اين جنگ مىگويد:
طنابى كه امريكا به اسراييل داد آن قدر بزرگ است كه خود مسئولان اسراييل مىترسند كه مبادا اسراييل با اين طناب خود را خفه كند. آرى، اسراييل عليه مقاومت وارد يك جنگ همهجانبه شد، امّا بدون يك برنامه همهجانبه. اين رژيم برخلاف عادت هميشگى، به هنگام حمله با دشمنى روبرو شد كه از شش سال پيش يك استراتژى دفاعى همه جانبه را آماده كرده بود تا واقعه تلخ ١٩٨٢ تكرار نشود؛ بله، تنها رمز موفقيت حضور و بقاى مقاومت همين است. شايد مقاومت نتواند برخى لبنانىهاى مخالف را قانع كند امّا با اين وجود هميشه از زبان لبنان سخن مىگويد، زيرا استراتژى مقاومت، دفاع از لبنان است نه آزادسازى فلسطين.